او در بيابان متفرّق گرديدند ، وقتى كه موسى بسيار مضطر و متحيّر گرديد ، يك وقت از طرف كوه كه شايد كوه طور بوده روشنايى آتشى ديد .
قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
باهل خود گفت در اينجا بمانيد تا من بروم و براى شما يا خبرى و راه و چارهاى يا پارهاى از آتش بياورم كه شما گرم شويد .
آرى چون موسى ( ع ) مضطرّ و درمانده گرديد و جز لطف و كرم ايزدى راه چارهاى بر خود نيافت در آن حال اضطرار از خدا فرج خواسته آن وقت بمقتضاى وعده حق تعالى كه فرموده
( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً )
راه چاره براى او باز شد و برسالت مفتخر گرديد .
در قوله تعالى ( جذوة ) سه لغت است : بقرائت عاصم ( جذوة ) بفتح جيم و بقرائت حمزه ( جذوة ) بضم جيم و باقى بكسر ( جذوة ) خواندهاند ، و در معنى يكى است و هر چه بر اين وزن باشد جائز الوجوه است مثل ( صفوة ) .
بعضى گفتهاند ( جذوة ) چوب بلند را گويند خواه بر سر آن آتش باشد يا نباشد اينست كه فرموده
( جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ )
يعنى چوبى كه بر سر آن آتش باشد خلاصه وقتى موسى از دور بنظرش آتش آمد زن و بچه را رها نمود و بطلب آتش رفت .
فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ
( من شاطئ ) و نيز ( من الشجرة ) براى ابتداء غايت است يعنى نداء از كنار رودخانه از جانب راست موسى ( من الشجرة ) بدل اشتمال است از ( شاطئ الواد ) زيرا كه شجره بر كنار وادى روئيده شده بود . و گويند آن درخت يا عناب بوده يا سدر ( الايمن ) مجرور و صفت ( شاطئ ) است ، و ( وادى ) موضعى را نامند كه سيل در آن جارى ميگردد .
( فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ )
قطعهاى از زمين است كه در آن درخت روئيده