تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
و گويد امانت آن را از آنجا دانستم كه عقب من راه نميرفت كه مبادا باد چادر مرا عقب زند و چشمش به لباس من افتد خودش جلو افتاد و به من گفت اگر اشتباه رفتم بكلوخى مرا مطّلع گردان ، از اينجا فهميدم كه او هم قوىّ و هم امين است و كم اتّفاق مىافتد كه كسى متّصف به اين دو صفت باشد ، مگر اينكه پيغمبر يا امام باشد زيرا كه غالبا اشخاص امين كم قوّه و سست عنصرند و مردمان قوىّ البته جسور و بىباكند ، و چون دختر چنين گفت حضرت شعيب رغبت نمود كه دخترش را به او بدهد اين بود كه گفت :
قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ
الخ شايد شعيب از سخن دختر گمان كرد بموسى مايل گرديده اين بود كه بموسى گفت ميخواهم يكى از اين دو دختر خود را به عقد تو در آورم و معيّن نكرد تا خود موسى هر كدام را خواهد انتخاب نمايد و چون او چيزى نداشت كه مهريّه قرار دهد عوض مهريّه او چنين قرار داد نمود كه هشت سال اجير او گردد و گفت اگر خواهى بميل خود دو سال اضافه گردانى آن از كرم تو است من نميخواهم كار بر تو مشكل گردد و به زودى مرا از شايستگان يا بى ، موسى ( ع ) قرار داد را قبول كرد و گفت اين دو مدت هر كدام تمام شد ديگر ستمى بر من نيست و خدا را و كيل و شاهد قضيّه قرار دادند .
شبان وادى ايمن گهى رسد بمراد * كه هشت سال بجان خدمت شعيب كند
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً
پس از آنكه موسى ( ع ) مدت را كه هشت سال يا ده سال باشد ، و بقول بعضى بيست سال نزد شعيب ماند بهواى پدر و مادر و خويشاوندان از منزل شعيب با عيالات و گوسفندان كه شعيب به او داده بود بيرون رفت و رو بمصر نمود گويند در شبى در بيابانى رسيد كه هوا بسيار سرد و تاريك بود و رعد و برق ميوزيد زنش در چنين موقعى درد زائيدنش گرفت نه آتشى داشتند كه گرم شوند و نه چراغى داشتند كه در روشنى آن راه چاره‌اى بجويند ، از شدّت باد گوسفندان