ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
حضرت موسى عليه السّلام پس از آنكه گوسفندان را سيراب گردانيد از شدّت حرارت و گرسنگى خسته و كوبيده در سايه درختى رفت و در مقام مناجات بر آمد و گفت پروردگار من بخيرى محتاجم كه تو بر من بفرستى .
گويند ( لام ) بمعنى ( الى ) است و ( فقير ) متعدّى بلام شده مثل اينكه گفته مىشود ( فلان فقير الى كذا ) از امام محمد باقر عليه السّلام روايت شده كه « و اللَّه چنين نگفت مگر وقتى كه محتاج بنيم خرما بود » و مفسرين گفتهاند در آن وقت محتاج بيك قرص نان جو بود كه سدّ رمق كند و چون حضرتش از روى اضطرار از خدا طلب روزى نمود بفوريت دعاى او باجابت مقرون گرديد .
فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
وقتى دخترها به منزل رفتند پدرشان گفت چطور شد امروز زودتر آمديد حكايت را براى پدر نقل نمودند آن وقت دختر بزرگتر را فرستاد بطلب موسى وقتى كه موسى آمد و حكايت خود را براى شعيب نقل نمود گفت نترس كه از جماعت ستمكاران نجات يافتى .
قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
يكى از آن دو دختر كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده دختر كوچكتر بود گفت اى پدر اين شخص را اجير خود گردان زيرا او هم قوىّ است و هم امين گويا شعيب گفته باشد تو از كجا فهميدى كه اين مرد متّصف به اين دو صفت است او در پاسخ گفت چون با قوّت بازو گوسفندان ما را آب داد ، يا بنا بر صحت آن روايت از كشف نمودن چاه و برداشتن سنگ گران و بالا آمدن آب ظاهر و هويدا گرديد كه او هم در قوّت جسمانى و هم در قوّت روحانى ما فوق ديگران است .