ده سال ) را كه باتمام رسانيدم زيادتى بر من نيست و بر آنچه مىگوييم خدا گواه است ( 29 )
و چون موسى ( ع ) مدت را بپايان رسانيد و با اهل خود مسافرت نمود از طرف كوه طور آتشى ديد باهل خود گفت در اينجا مكث كنيد من آتشى ميبينم بروم يا براى شما خبر آورم يا پارهاى از آتش برگيرم كه شما گرم شويد ( 30 )
چون موسى نزديك كوه آمد و به آن آتش نزديك گرديد از كنار رودى كه سمت راست بود در آن بارگاه مبارك از آن درخت مقدس ندايى شنيد كه بحقيقت منم خداوند و پروردگار جهانيان ( 31 )
( اى موسى ) عصاى خود را بينداز ( پس از آنكه ) موسى عصاى خود را انداخت نگاه كرد ديد گويا اژدهايى است كه ميجنبد موسى پشت كرد ( خطاب ميرسد ) اى موسى عقب نرو پيش بيا و نترس حقيقة تو از ايمن شدگانى ( 32 )
دست خود را در گريبانت كن و سفيد و درخشان و بدون عيب بيرون ميآورى و بسوى خويش بال خود را جمع كن و دست خودت را بر سينهات بگذار تا از ترس تسكين يا بى و اين دو ( يعنى اژدها شدن عصا و روشنى دادن دستت ) دو دليل و برهان است از طرف پروردگارت بر پيمبرى تو كه به روى بسوى فرعون و گروه او زيرا كه آنان جماعتى ميباشند كه از دائره فرمان بردارى بيرون رفتهاند ( 33 ) .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٤٠٠