تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و لا تحزنى ) دو بشارت
( إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ
،
وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ )
. گويند وقتى اثر حمل بر مادر موسى ( ع ) ظاهر گرديد بفرعون خبر دادند كه زن عمران آبستن است او زنان را فرستاد تا وى را تفتيش و آزمايش نمايند زنان هر قدر تفحّص نمودند اثرى از حمل در وى نيافتند وقتى دست بر شكم او ميگذاشتند كودك به پشت مادرش ميچسبيد زنها بفرعون خبر دادند كه اثرى از حمل پديدار نيست . گويند وقتى درد زائيدن مادر موسى را گرفت فرستاد قابله‌اى كه قبلا با وى دوستى و رفاقت داشت حاضر نمود و بوى گفت به آن رفاقت و دوستى كه با هم داريم اگر مولود پسر است مخفى دار كسى مطلع نگردد ، آن زن با خود انديشه نمود كه اگر پسر است يا او را ميكشم يا خبر بفرعون مىدهم ، وقتى مولود متولّد گرديد قابله ديد نورى از ميان چشمهاى او هويدا گرديده و چشم قابله را خيره گردانيد و محبت طفل در دل قابله افتاد ، آن وقت بمادر موسى گفت كه من در دل تصميم داشتم كه مولود را بكشم يا بفرعون خبر دهم لكن حال كه چنين ديدم و اين نور پيشانى او گواهى ميدهد كه اين طفل همان است كه هلاكت فرعون و قبطيان بدست او انجام ميگيرد . و گويند چون قابله از خانه بيرون رفت بعضى وى را ديدند و خبر بفرعون دادند وقتى فرعون مفتشين را به خانه عمران فرستاد مادر موسى او را در خرقه‌اى پيچيد و در تنور انداخت ، و خاله موسى از روى ندانسته‌گى آتش بتنور انداخت وقتى مفتشين آمدند آنچه تفحص كردند چيزى نديدند و از تنور آتش شعله ميكشيد ، وقتى مادر موسى سر تنور آمد ديد آتش گرد موسى ميچرخد و بوى آسيبى نميرساند طفلش را از تنور سالم بيرون آورد و دلش مطمئن گرديد كه خدا او را حفظ مينمايد .