هرگز اين طور مخالفت و عصيان نميكردند ، هتّاكى و بىباكى در اثر ضعف ايمان پديد ميگردد .
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
چون حضرت موسى در منزل آسيه در دامن مادرش نشو و ارتقاء نمود و قواى روحانى و جسمانى او بحدّ استواء و اعتدال رسيد همين طورى كه بمادرش وعده داده شده بود كه بچه تو را حفظ ميكنيم و وى را از انبياء مرسل قرار ميدهيم وقتى كه بحدّ سى سالگى كه گويند انسان در سنّ سى سالگى بمنتهى درجه رشد طبيعى و كمال عقل ميرسد ، آن وقت لايق گرديد كه بوى حكمت و علم افاضه گردد .
و بعضى گفتهاند ( اشدّه ) سى سالگى است كه غايت رشد طبيعى است ( و استوى ) سن چهل سالگى است .
خلاصه اينكه آيه خبر ميدهد كه موسى ( ع ) وقتى بمنتهاى رشد طبيعى رسيد و قواى دماغى او معتدل گرديد
( آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً )
( حكما ) تعبير بنبوّت شده ( و علما ) تفسير بتورات گرديده ، لكن از آيات بعد چنين استفاده مىشود كه مقصود از ( حكما و علما ) در اينجا نبوّت و رسالت و تورات نيست شايد مقصود مقام ولايت باشد كه مقدمه نبوت و رسالت است زيرا كه كشتن قبطى و فرار او از مصر قبل از مبعوث شدن او بمقام نبوت و رسالت انجام گرفته و هر پيمبرى اول بمقام ولايت ميرسد و پس از آن بمقام نبوت و رسالت فائز ميگردد .
و ( ولىّ ) چنانچه در حديث صحيح از معصوم عليه السّلام رسيده آن كسى خواهد بود كه ( منبأ فى نفسه ) باشد يعنى علوم و معارف در قلب او ريزش نمايد و دل و قواى روحانى او در گرفته بنور توحيد گردد و لو آنكه هنوز بمرتبه رسالت و رؤيت ملك وحى به چشم سر و شنيدن صداى ملك به گوش ظاهر براى وى ميسّر نشده باشد ، اين است كه گويند دائره ولايت وسيعتر از دائره نبوت است هر ( ولىّ ) رسول نيست لكن هر رسولى ( ولىّ ) هست .