تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
هدهد پيش از آنكه آنها نزد سليمان آيند از آمدن رسولان و هديه‌ها بسليمان خبر داد سليمان بديوان امر فرمود ديوانگاهى از زر و نقره ساختند و ميدانى كه هفت فرسخ طول آن بود با خشت‌هاى طلا و نقره فرش نمودند و فرشهاى شاهانه كه مرصع بدر و ياقوت و انواع جواهرات بود بر آن بگستردند و بديوان امر فرمود كه اسبهاى الوانى كه از آن نيكوتر نباشد از دريا بياورند و بر همه آنها زين‌هاى مرصع نهاد و در روز رسيدن رسولان بلقيس همه را در اطراف ميدان نگاه داشتند و امر كرد جماعتى از آدميان و پريان و ديوان و سباع و وحوش و طيور و هوامّ حاضر شدند و طيور در هوا پرها در هم انداختند و تخت سليمان را در ميان ميدان قرار دادند و چهار هزار كرسى زرّين و سيمين بر دست راست و چپ او گذاردند و وزراء و علماء و اعيان مملكت بر آن كرسيها نشستند و لشگريان به ترتيب صف در صف كشيدند به اين ترتيب كه چند فرسخ آدميان در جلو و چند فرسخ جنيان در پشت آنها و از پشت آنها چند فرسخ سباع و درندگان مجلسى ترتيب دادند كه چشم فلك دو هزار قرن چنين مجلسى به اين خوبى نديده بود . وقتى رسولان بلقيس بكنار ميدان رسيدند ديدند اسبهايى با لجام زرين روى خشتهاى طلا و نقره ايستاده‌اند و چون پيش‌تر آمدند سباع را ديدند بر روى خشت‌هاى طلا و نقره‌اند ترسيدند مو كلان آنها گفتند نترسيد اينها مطيع امر سليمانند بدون اذن او به كسى آسيبى نميرسانند ، و چون بديوان و شياطين رسيدند و منظره هولناك آنان را ديدند ترس آنها زيادتر گرديد از آنجا گذشتند وقتى كوكبه و طنطنه سليمان و شوكت او را ديدند از هديه‌هاى خود شرمنده شدند تا نزد سليمان آمدند و سر به زير انداخته ايستادند آن حضرت با روى باز تبسم كرد و از آن رسول كه نامش منذر بود سؤال نمود و با انواع ملاطفت و مهربانى از حال آنها تفحص كرد ، منذر نامه را در آورد و به او داد ، سليمان پيش از مطالعه بالهام الهى فرمود حقّه را بياوريد كه در آن در و مرواريد سوراخ نكرده است
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 336 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )