وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ
موسى بن عمران ( ع ) پس از نداء ( انا اللَّه ) مفتخر بمنصب رسالت گرديد و به دو معجزه عصاء و يد بيضاء و معجزات ديگر كه شاهد بر صدق مدّعايش باشد او را بهدايت فرعون و گروهان او مأمور گردانيد ، وقتى موسى بامر حق تعالى عصا را انداخت و ديد مارى گشته حركت مىكند ترسيد و عقب رفت بوى خطاب ميرسد اى موسى نترس
لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
.
آرى در اول وهله جاى داشت كه حضرت موسى بترسد زيرا كه ظاهرا اول خارق العاده و معجزهاى بود كه بدست مباركش اجراء گرديد .
و ظاهرا خوف او باقتضاء طبيعت بشرى بود كه انسان از هر امر هولناكى مخصوصا در اول مرتبه پيدايش آن ميترسد و فرار مىكند و لو آنكه بداند ضررى از آن متوجّه او نخواهد گرديد .
( نكته قابل توجّه ) نظر بقوله تعالى در سوره بقره آيه 254
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
كسى كه اندكى در اين آيات تدبّر نمايد بذرّهاى از فضائل و علوّ نبىّ خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و برترى او بر رسول اولو العزم موسى بن عمران مطّلع خواهد گرديد .
موسى بن عمران پس از آنكه مدّتى در خدمت شعيب نبى ( ع ) تربيت يافت و مراتب سير الى اللَّه را بپايان رسانيد و لائق رسالت گرديد در موقع اضطرار بتوسط نور يا نار كه جمادى مانند مخاطب بنداء
( أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ )
مفتخر بمنصب رسالت گرديد و به او امر شد كه فرعون و گروهان وى را هدايت نمايد و براى اثبات رسالتش جمادى را بدست مباركش مار گردانيد و نورى به كف دستش نمودار شد .
لكن سيّد و رسول ما رسول خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بدون استاد و معلم و آموزگار پس از آنكه مربّى بتربيت ازلى و فيوضات سرمدى گرديد در محيط اعراب درّنده سيرت و خوك صفت كه از انسانيت بهرهاى نداشتند بتوسط ملك اعظم و واسطه