فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
( مبصرة ) اسم فاعل و مقصود اسم مفعول است يعنى آياتى است مرئى كه هر بينندهاى كه نظر كند آن را ميبيند ، و قوله تعالى ( مبصرة ) مثل قوله تعالى است كه فرموده ( هدى و نورا ) و هر چه بر وزن ( مفعله ) باشد بمعنى شياع و كثرت است چنانچه گويند ( ارض مضبّة ) يعنى كثيرة الضباب و امثال آن بسيار است كه آنچه بر وزن ( مفعلة ) آيد معنى كثرت در آن مندرج است .
خلاصه وقتى موسى عليه السّلام مأمور گرديد فرعون و گروه او را هدايت نمايد و دو معجزه بزرگ براى اثبات رسالت بدست او داده شد و حضرتش خود را بفرعون رسانيد و پس از تبليغ رسالت دو معجزه ظاهر و بين خود را ارائه داد و آنها بقدرى ظاهر و بين بود كه هر كس آن را مشاهده مينمود بيقين ميدانست كه آن از عالم ما فوق الطبيعة ظهور و بروز نموده و آن كار خدائيست و چنين عملى از عهده بشر خارج است با اين حال نسبت سحر بحضرتش دادند و گفتند اين سحرى است آشكارا .
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
فرعون و گروه او به زبان انكار نمودند در حالى كه به باطن يقين كردند كه اين كار خدايى است و غرض از انكارشان يا ستم بموسى و هارون بود يا به گمان اينكه خللى بسلطنت و رياستشان وارد نيايد علوّ نمودند و به خود ظلم كردند زيرا كه انكارشان سبب انهدام آنها گرديد و نيز چون طالب علو و برترى بودند بدرياى هلاكت سرنگون گرديدند .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نموده كه به نظر عبرت بنگر و ببين چگونگى عاقبت ستمكاران و كسانى كه طالب علو و برترى بودند و به خود و ديگران ستم نمودهاند چه خواهد بود ، و اگر چه مخاطب بخطاب ( فانظر ) نبى خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است لكن شايد مقصود اصلى امت باشند كه از حكايت گذشتگان متنبه گردند