فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
وقتى يك دفعه عذاب بگنهكاران اصابت مينمايد گويا آنان اميدوارند كه به آنها مهلت داده شود كه تدارك ما فات نمايند اين است كه از روى حسرت و ندامت آرزو ميكنند و ميگويند آيا بما مهلت ميدهند ديگر نميداند كه وقت عمل گذشته و هنگام پاداش رسيده .
أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ
اينان در موقع امنيت و فرصت عمل نيك نميكنند بلكه از روى استهزاء و سخريه ميگويند چه وقت قيامت ميرسد و آن عذابهايى كه ما را به آن تهديد مىنمايى چه وقت خواهد رسيد وقتى موقع عذاب ميرسد آرزو ميكنند كه به دنيا بر گردند و عمل نيك نمايند و از عذاب برهند لكن متأسفانه خواهش آنان پذيرفته نخواهد شد
أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ، ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ
اين آيه به خوبى پاسخ ميدهد اعتراض كسانى را كه هر گاه بگويند كافر و مشرك و عاصى در مدّت كوتاهى از عمر دنيايشان خلاف و خطاء كردهاند چگونه خداى كريم و مهربان آنان را در جهنم و عذاب مخلّد ميگرداند در صورتى كه خودش در كلام مجيدش در باره پاداش اعمالش فرموده
( جَزاءً وِفاقاً )
جزاء بايد بر طبق عمل انجام گيرد .
خلاصه اينكه اين آيه خبر ميدهد كه اگر كفار را سالهاى بسيار از زندگانى دنيا متمتّع و بهرهمند گردانيم و بر آنها وارد شود آنچه را كه به آنها از عذاب وعده دادهايم زندگانى دراز دنيا دافع عذاب آنان نخواهد گرديد .
از اينجا توان استفاده نمود كه اگر كافر و مشرك سالهاى بسيار در دنيا باقى باشند و از نعمتهاى دنيا بهرهمند گردند اگر بر كفر و طغيانشان كه سبب عذاب آنان است افزوده نگردد چيزى كم نخواهد گرديد زيرا كه آن ملكات و صفات نكوهيدهاى كه باعث كفر و زندقه و طغيانشان گرديده ملكه نفسانى شده