مقصود از روح الامين جبرئيل امين ( ع ) است زيرا كه او امين وحى است ، و او را روح ناميده نظر به اينكه همان طورى كه حيات جسد بروح حيوانى است حيات روح انسانى از موت جهل بآيات قرآنى است كه بتوسط جبرائيل بر قلب رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرود آمده ، قوله تعالى
( يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ )
عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
لام در ( لتكون ) تعليل و بيان علت نزول قرآن است يعنى قرآن بر قلب تو نازل شد كه از جمله پيمبران باشى .
نزل ، دلالت دارد كه نزول جبرائيل بقلب رسول اكرم دفعى بوده ، دفعى بودن آن ممكن است نسبت بهر آيهاى باشد ، و شايد مقصود آن معنويت قرآن باشد قوله تعالى
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
كه در شب قدر حقيقت قرآن بقلب مباركش فرود آمده .
و شايد آنجا كه ( تنزيل ) ميگويد مقصود آيات و الفاظ قرآن باشد كه بتدريج بتوسط ملك وحى بر جسد مباركش فرود آمده و آنجا كه نزول فرموده آن معانى و حقيقت قرآن است كه از عالم ما فوق الطبيعه بر آن روح قدسى آن بزرگوار كه در گرفته بنور توحيد بود و قلب منور او است نزول نموده و بعد آيه آيه در موارد خاصّ بتوسط ملك وحى نازل گرديده زيرا علوم انبياء كه آن را وحى نامند بر عكس علوم حكماء و دانشمندان است .
علوم حكماء از مرتبه دانى بتوسط تعليم و تدريس اول مطالبى وارد حس مشترك مىشود و از آنجا بقوّه ذاكره و خيال سپرده ميگردد پس از آن بسلطان عقل عرضه مىشود و عقل از محسوسات و بديهيّات كليات را انتزاع مينمايد و قضايا ترتيب ميدهد و نتيجه ميگيرد و به اين طريق امر مجهولى را معلوم ميگرداند .
لكن انبياء در علومشان محتاج به اين مقدمات نميباشند آنچه از خدا خواهند به آنها بفهماند اول معانى بطريق وحى بقلبشان القاء ميگردد و از آنجا بقوّه خيال و ذاكره فرود ميآيد تا ميرسد بحسّ مشترك و ملك وحى را به صورت مىبينند .