عارف ميگردد بحقيقت اشياء آن چنانى كه هست .
دوم - طلب مىكند كه مرا ملحق گردان بنيكوكاران و كسانى كه شايسته پيشگاه قرب تو ميباشند كه آنها هم در درجه اول همان پيمبرانند .
سوم -
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
مفسرين گويند مقصود از زبان صدق كه ابراهيم عليه السّلام از خدا طلب نمود نام نيك او بود يعنى هميشه نام نيك و ثناء جميل از من در دنيا باقى ماند تا قيامت اين بود كه دعاى او باجابت رسيده و اهل تمام اديان از مجوس و يهود و نصارى و مسلمين تماما او را بنام نيكو ستايش مينمايند و او را ببزرگوارى و عظمت ميشناسند
وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ
چهارم - از دعاهاى ابراهيم ( ع ) اين بود كه مرا از وارثين بهشت قرار بده در احاديث رسيده كه خداوند براى هر فردى از بشر منزلى در بهشت معين نموده و منزلى در جهنم و كسانى كه اهل جهنم ميگردند منزل بهشت آنها را مؤمنين به ارث مىبرند ، قوله تعالى در وصف مؤمنين فرموده
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ
.
وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ
پنجم - از دعاهاى ابراهيم ( ع ) طلب مغفرت و آمرزش براى پدرش يعنى عمويش بود .
گويند خواهش ابراهيم آمرزش پدرش را براى اين بود كه قبلا به او وعده ايمان داده بود ، قوله تعالى
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
شايد ابراهيم ( ع ) به اين اميدوارى كه ايمان آورده و تقية مخفى داشته طلب آمرزش براى او كرده و در باره او دعاء و طلب آمرزش مىكند و گر نه براى پيمبران جايز نيست در باره كفار دعاء كنند .
وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ، يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ
ششم - از دعاهاى ابراهيم عليه السّلام در باره خود گويد پروردگارا مرا در قيامت