5 - در تفسير طنطاوى راجع به اين آيه بيانى دارد كه براى وضوح اجمالى از آن را ترجمه مينمائيم :
چنين گفته : قبلا از اين تفسير دانا شدى كه ستارگانى كه بشر بر آن متفطن شدهاند صدها مليونها ميباشند و در علوم ظاهر شده كه اطراف سيّارات قمرها و شمسها و ستارگانى است همين طورى كه اطراف شمس ما است و اينكه خورشيدهاى عظيمى كه بزرگتر از خورشيد ما است از آن بغمام طائر تعبير مينمودند و آن را سديم جمع او سدم ميناميدند و ميگفتند روزى اين شمسها بر ميگردد بسيرت اول يعنى منحل و منهدم خواهند گرديد و در جوّ پراكنده ميگردند همان طورى كه اوّل چنين بودند و پس از مليونها سال خلقت تازهاى پيدا مينمايند و بهيئت كواكب جديد ميآيند و خداى تعالى در آنها مخلوقات تازهاى مىآفريند .
و قبلا دليل علماء گذشتگان را بر اين مطلب گفتيم و در اين زمان ما مشاهده كردهاند كه شصت هزار ستاره كه تازه پديد گرديده بعضى از آنها نزديك است خلقتش تمام گردد و بعضى تازه شروع بآفرينش آنان شده و بعضى بين بينند و تمام مجهّز و آماده گرديدهاند براى اينكه عوالمى گردند مثل عالم شمسى ما و سيّارات ما و قمرهاى ما پس اين بود دليل بر اينكه علماء ميگفتند اين شمس و آنچه اطراف وى است قديم است و آن عبارت از غمام طائر دائر است چنانچه امروز او را مىبينند .
و در اينجا مىگوييم قوله تعالى
( وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ )
يعنى خورشيد ما و ستارگان و بعض خورشيدهاى ديگر و سيّارات آنها شبيهترند بغمام ( ابر نازك ) و آن بالاخره نارى ميگردد متفرّق در جوّ ، و آسمانى كه ما مشاهده مينمائيم از اين عالم لطيفه پديد گرديده كه ما آن را برنگ ازرق مشاهده مينمائيم و ممكن نيست رنگ بدون متلوّن ( يعنى بدون جسمى ) ظاهر گردد و آن متلوّن همين عالمى است كه آن را ( اثير ) مينامند ، و در سوره بقره گفتيم كسى كه آسمان اثيريّه را انكار نمايد او بعلوم متقدّمين و متأخّرين جاهل گرديده زيرا تماما