حق و رويى بسوى باطل يعنى ساحر حق و درستى را در باطل ميگنجاند .
آنهايى كه بنفس خود برسول و مؤمنين ستم نمودند و عزّت و عظمت را فقط در مال و جاه دنيوى ميدانستند بمؤمنين طعنه ميزدند كه اينها تابع و پيرو نگرديدند مگر مردى را كه وى را سحر كردهاند .
دشمنان دين گاهى نسبت جنون بحضرتش ميدادند و آن عقل كلّ را ديوانه ميناميدند و گاهى ساحر و گاهى شاعرش ميگفتند و گاهى از مبتلا شدگان بسحر او را معرفى مينمودند و چنين نسبتها براى اين بود كه مردم از او متنفّر گردند و بوى نگروند .
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا
خطاب برسولش نموده كه نظر كن و بديده بصيرت باطن و سريره خود كفار را بنگر و ببين چگونه اين جهّال بىخرد از طريق حق و حقيقت گمراه گرديدهاند و مثلها و ياوه گوئيها در باره تو ميگويند و بگفتار و اعمال ركيك خودشان طريق هدايت و فضيلت را به روى خود بسته گردانيدهاند و بطورى خود را از قابليت هدايت انداختهاند كه ديگر قدرت ندارند راهى براى نجات خود بيابند .
تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً
( جنات ) بدل از ( خيرا ) است ، بزرگ و بزرگوار است آن خدايى كه اگر مشيتش تقاضا نمايد بهتر از اين هايى كه آنها در باره تو گفتهاند از گنج و مال براى تو قرار ميدهد از بوستانها و نهرهاى جارى كه در زير آن درختان جريان داشته باشد و قصرهاى مجلّل با شكوه و آنچه را بخواهى از نعمتهاى دنيا به تو عطا مينمايد .
بروايت ابن عباس وقتى مشركين به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم به فقر و فاقه طعنه زدند حضرت دلتنگ گرديد جبرئيل عليه السّلام فرود آمد و گفت يا رسول اللَّه ( ص ) حق تعالى تو را سلام مىرساند و ميگويد اين مشركين چنين ميگويند
( ما لِهذَا