ولد و توليد مثل كسى را سزد كه تركيب شده از اجزاء باشد تا بشود از وى چيزى خارج گردد .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
3 - از اوصاف جلال او جلّت عظمته اينست كه در سلطنت و مملكت دارى خود شريك و انبازى نگرفته .
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً
4 - تمام ممكنات را بيد قدرت بدون شريك و معاون آفريده و هر يك را بطور نيكى كه در خور آنست اندازه گيرى نموده و بين اجزاء و قواى آن تعادل و توازن قرار داده و هيئت انسان را طورى اندازه گيرى نموده كه براى فكر و نظر و تعقّل و تدبّر و اختراعات آماده گردد .
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
بارشاد به حكم عقل مشركين را متذكّر ميگرداند كه رجوع بعقل خود نمايند كه اين بتها كه بدست خود ميتراشند يا غير آن از آنهايى كه آلهة و خدايان براى خود قرار ميدهند آيا قادر و توانا ميباشند كه چيزى را از نيستى بهستى بياورند و حال آنكه خودشان آفريده شدهاند آيا ممكن است كسى كه نه قدرت بر آفرينش دارد و نه قدرت بر ادامه وجود و آسايش خود دارد و نتواند چيزى را بيافريند آن را در الوهيّة و پرستش شريك پروردگار جهانيان قرار داد حاشا و كلّا .
وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً
بتها مالك خود نيستند كه بتوانند ضررى از خود دفع نمايند يا نفعى عايد خود گردانند نه بر مرگ ديگرى استيلاء دارند و نه بر حيات ديگرى ، نه جان ميدهند و نه جان ميگيرند و نه توانند روح را بر گردانند و نشر بدهند .
انسان خردمند ميداند كسى كه فاقد اين صفات از خلق و اماته و بعث و ضارّ و نافع باشد هرگز لايق الوهيّت نخواهد بود ، كسى كه نتواند از خود ضررى دفع نمايد چگونه تواند از ديگرى دفع نمايد .