و علوم با هم مناسبت داشتند با هم اجتماع مينمودند و متّحد ميشدند لكن جهل بين آنها تفرقه انداخته . ( پايان )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا
استيناس مأخوذ از انس است و در اينجا بمعنى استعلام و دستور گرفتن است و اين آيه خطاب باهل ايمان نموده و نهى كرده كه نبايد در خانه غير خودتان وارد گرديد مگر پس از اذن گرفتن از صاحب خانه ، و روى قاعده فقهيّه نهى از چيزى مثل امر كه وجوب ميآورد دلالت بر حرمت دارد ، و بر هر مؤمنى وقتى خواست داخل خانه غير خودش بشود بر او لازم است كه اذن بگيرد اگر چه خانه پدر يا مادر يا اولادش باشد ، و اذن گرفتن مىشود بقول حاصل گردد كه صريحا دستور گيرد و مىشود بطور ديگر و يا به عمل مثل اينكه در بزند يا طورى كند كه ورود خود را قبلا باهل خانه اعلام نمايد و رضايت آنان را بدست آورد
وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
بقرينه ( خير لكم ) كه غالبا براى امر استحبابى مىآورند ، بعضى نهى ( لا تدخلوا ) را حمل بر نهى تنزيهى نمودهاند و امر ( و تسلّموا ) را بر امر استحبابى حمل كردهاند ، و بعضى نهى از عدم دخول بدون اذن را حمل بر حرمت كردهاند و امر ( و تسلّموا ) را بر استحباب زيرا كه اجماعى است كه سلام مستحبّ است و جواب سلام واجب است و اينجا جاى بحث در آن نيست و راجع بكتب فقهيه است .
بروايت ابى ايّوب كه گويد گفتم يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم استيناس چيست گفت سخن گويد يا بتسبيح يا بتحميد يا بتكبير يا بتنحنح كه اهل خانه مطلع گردند . ( طبرسى )
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
آيه امر استيذان را مؤكد مينمايد كه پس از اذن اگر نيافتيد در خانه