( سخنان مفسرين در توجيه چگونگى شهادت اعضاء ) 1 - خداوند بنيهاى در آنها قرار ميدهد كه قدرت بر تكلّم پيدا نمايند 2 - در آنها ايجاد كلامى مىكند كه متضمّن شهادت باشد پس متكلّم خدا است نه جوارح و چون اعضاء محلّ كلام واقع ميگردند كلام را نسبت به اينها داده 3 - خداوند در اعضاء علامتى قرار ميدهد كه علامت نطق بكلام و شهادت است امّا شهادت آنها به زبان براى اين است كه ميدانند ديگر انكار آنان فائدهاى ندارد . و امّا قوله تعالى
( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ )
جايز است زبان بيرون آيد و دهن بسته گردد و جايز است كه در حال شهادت دست و پا و دهن بسته گردد .
( مجمع البيان ) ولى همان معنى اول بحقيقت نزديكتر مينمايد به اين طور كه گفته شود بدلالت قوله تعالى كه در وصف قيامت فرموده
( وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ )
سوره عنكبوت آيه 74 . و در جاى ديگر در پاسخ اعتراض انسان باجزاء خود كه چرا بر ضرر من شهادت ميدهيد
( قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ )
كه بدلالت اين آيات اجزاء موجودات در قيامت همه صاحب حيات و منطقند و چنين عملى بر خدا آسان است و تا بشود نبايد آيات را از معنى تحت اللفظى آن بمعنى ديگر منصرف گردانيد .
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ
مقصود از دين روز جزاء است كه خداوند در آن روز ميعاد در دادگاه عدل الهى پاداش عمل هر كسى را بتمامه خواهد داد زيرا كه او است حق ثابت قائم بذات خود و ظاهر است بالوهيّت و حقانيّت و عادلى است كه جور و ستم نسبت بذات مقدّس او روا نيست البتّه حقّ هر مظلومى را از ظالم ميگيرد و به صاحبش ردّ خواهد نمود .