امّ المؤمنين زينب و غير اينها بودند .
خلاصه اين آيات در مقام مذمّت كسانى فرود آمده كه چنين نسبت بزرگى را بعايشه و صفوان دادند .
لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ
اين جمله كلام مستأنف است و ظاهرا ضمير جمع در ( لا تحسبوه ) حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و عايشه و صفوان است كه در اثر چنين نسبت ناگوارى بسيار آزرده شدند و خداوند تعالى براى تسلّى دل آنها خبر ميدهد كه گمان نكنيد اين نسبت براى شما شرّ باشد بلكه خير است ، و ممكن است خير بودنش از چند جهت باشد يكى همان دلتنگى و غم براى شما سعادت و اجر آورد و ديگر هيجده آيه براى تبرئه شما نازل گرديده و باضافه نفاق مخفى منافقين ظاهر شد و عذاب بزرگ براى آنها آماده گرديد .
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ
و نيز در مقام تسلّى دل رسولش تذكّر ميدهد كه هر كس هر عمل بدى نمايد باز گشت به خودش مينمايد و آن كسى كه اين نسبت را شديدتر كرده بود كه گويند عبد اللَّه بن ابى سلول يا مسطح بن اثاتة يا حسّان بن ثابت بوده براى او عذاب بزرگى مهيّا گرديده .
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ
در مقام اعتراض بمؤمنين بر آمده كه چرا اينها وقتى چنين افترايى را نسبت بحريم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدند انكار ننمودند و مانع از گفتار منافقين نشدند بلكه ساكت شدند و هيچ نگفتند و سزاوار چنين بود كه مؤمنين آنان را از اين گفتار ركيك باز دارند و ناموس پيمبرشان را از اين افتراء تبرئه نمايند و بگويند اين افتراء بزرگى است .
لَوْ لا جاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ