تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

( توضيح آيات )

إِنَّ الَّذِينَ جاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
الى قوله تعالى
رَؤُفٌ رَحِيمٌ
شأن نزول اين آيات حكايت عايشه و عبد اللَّه ابى سلول است بروايت زهرى از عروة بن زبير و سعيد بن مسيّب و غير اينها از عايشه كه گفته عادت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم چنين بود كه وقتى اراده سفر ميكرد قرعه ميزد بين زنهايش بنام هر يك از زنها در ميآمد او را با خود ميبرد ، عايشه گفته در جنگ بنى مصطلق قرعه بنام من در آمد و اين بعد از نزول آيه حجاب بود رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود براى من كجاوه‌اى ترتيب دادند و مرا با خود برد پس از آنكه فتح واقع شد در موقع مراجعت نزديك مدينه در شب منزل كرديم من با زن ديگر براى قضاى حاجت از لشگرگاه دور شديم وقتى بر گشتيم گردن بندى كه در گردن داشتم مفقود شده بود گمان كردم در همانجا كه رفته بودم افتاده بر گشتم و در تاريكى شب آنچه گردش كردم نيافتم چون طول كشيد و حضرت رسول ( ص ) از رفتن من بىخبر بود امر نمود لشگر حركت كردند وقتى برگشتم همه رفته بودند و كسى در آنجا نبود من همانجا نشستم خواب بر من غالب گرديد وقتى بيدار شدم صبح بود و صفوان نيز خواب رفته بود و لشگريان حركت كرده بودند بر شترى نشسته بود كه خود را بلشكرگاه برساند چون مرا ديد و شناخت و من چادر بر سرم انداخته بودم آمد جلو من و شتر را خوابانيد و با من هيچ حرف نزد من سوار شتر شدم جلو شتر را گرفت تا بمنزلى رسيديم كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم با اصحاب فرمود آمده بودند چون شتر من از دور پديدار گرديد عبد اللَّه بن ابى سلول با جماعتى از منافقين طعنه زدند و آهسته با هم گفتند كه ببينيد زن رسول اللَّه ( ص ) با يك مرد بيگانه تنها از اين بيابان ميآيد آيا در ميان آنان چه‌ها واقع شده باشد و من از سخن آنها بىخبر بودم و حسّان بن ثابت و حمنه بنت جحش و مسطح بن اثامة آنان نيز شريك سخن