تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
و پس از خطبه فرمود ( اى گروه مؤمنين مرا معذور داريد از مردى كه مرا ميرنجاند در اهل من ) و مقصود آن حضرت ، عبد اللَّه بن ابى سلول بود . سعد بن معاذ برخواست و گفت يا رسول اللَّه اگر از اوس است بفرما تا گردنش را بزنم و اگر از خزرج است و از ياران و برادران ما است حكم كن تا سرش را ببرم ، سعد بن عبادة كه پيشواى خزرج بود برخواست و با سعد گفتگو نمود كه عبد اللَّه بن ابى سلول خزرجى است نه اوسى حضرت او را ساكت نمود و از منبر پائين آمد و در حجره من آمد و من گريه ميكردم حضرت فرمود اگر از اين عمل مبرّايى خدا تو را عوض بدهد و اگر خطاء كارى توبه كن من گفتم يا رسول اللَّه خدا ميداند كه مبرّايم و از من چيزى صادر نشده كه از خدا شرم داشته باشم و دشمنان هر چه گفتند من صبر ميكنم و ميگويم آنچه را يعقوب گفت ( فصبر جميل و اللَّه المستعان على ما تصفون ) اين گفتم و روى به ديوار نمودم و گريه را آغاز كردم ناگاه صداى شهپر جبرئيل بر آمد وقتى رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از وحى فارغ گرديد فرمود ( ابشرى يا عائشة اما و اللَّه فقد برأك اللَّه ) اى عايشه به تو مژده مىدهم كه خداوند تو را تبرئه نمود و اين آيه را قرائت فرمود .
إِنَّ الَّذِينَ جاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ
الخ ( افك ) دروغى را گويند كه شديدترين اقسام كذب باشد و اصل ( افك ) بمعنى قلب كلام است بمعنى عظيمتر . قال الراغب ( الافك كلّ مصروف عن وجهه الّذى يحقّ ان يكون عليه و منه قيل للرياح العادلة عن المهاب مؤتفكة ) و قال الطبرسى ( اى بالكذب العظيم الّذى قلب فيه الامر عن وجهه ) يعنى دروغ عظيمى كه مطلب را از وجه خود قلب گرداند و مقصود در اينجا دروغى است كه بر عايشه و صفوان بن معطل سلمى بستند و ده عدد از مردها كه ما بين چهل نفر باشند ( عصبه ) گويند و آن جماعتى كه چنين دروغى را بستند عبد اللَّه بن ابى سلول و زيد بن ابى رفاء و حسان بن ثابت شاعر و مسطح بن اتائة پسر خاله ابو بكر و حمئة بنت جحش خواهر