شوهردار يا مردى كه زن دائمى داشته باشد و بنده نباشد در محل خود ثابت شده رجم است كه هر يك از آنها را بايد سنگسار نمود ، و حكم امه كنيز بدليل قوله تعالى
( فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ )
نصف حدّ است يعنى پنجاه تازيانه و حكم را مؤكّد نموده و بمؤمنين خطاب كرده
( وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ )
.
رأفت و شفقتى كه نسبت بمؤمنين بعضى ببعضى از محسنات اخلاقى و ايمانى بشمار ميرود در حدود و قوانين الهى اثر خود را از دست داده و مؤمنين را ملزم گردانيده كه در اجراء حدود بر خلاف رويّه و ميل نفسانى پا فشارى نمايند و قانون شرع را بدستورى كه رسيده جارى گردانند و باضافه بر اينكه زناكار را مجازات نمايند وى را بين مردم مفتضح و رسوا گردانند تا ديگران متنبّه گرديده و چنين عمل قبيحى بين مردم دائر نگردد .
الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ
( سخنان مفسّرين در توجيه آيه مأخوذ از تفسير مجمع البيان )
1 - مقصود از نكاح عقد است و در شأن نزول آيه گفتهاند مردى از مسلمانها آمد نزد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه اذن بطلبد كه زن فاحشهاى را كه مشهور بود و بر درب خانه خود علامتى گذارده بود كه به اين عمل شناخته شود با وى ازدواج نمايد اين بود كه اين آيه فرود آمد .
( ابن عباس و ابن عمرو و مجاهد و قتاده و زهرى ) و مقصود از آيه نهى است اگر چه ظاهر آن خبر است و اين قول را تأييد مينمايد روايتى كه از ابى جعفر ( ع ) و ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل ميكنند كه در عهد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مردانى و زنانى مشهور بزنا بودند مثل امّ مهزول و خداوند از چنين مردان و زنان ازدواج آنان را نهى كرد و كسى كه به اين عمل مشهور گردد و بر او حد جارى گردد نبايد ازدواج كند مگر وقتى كه توبه او معلوم گردد .
2 - مقصود از نكاح در اينجا جماع است يعنى وطى نكند زانى مگر به زانيه