تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
فرهان حكم كرد شهريران را گرفتند وقتى خواستند او را بكشند گفت عجله نكن و فرستاد آن نامه‌هايى كه كسرى در كشتن فرهان نوشته بود حاضر نمودند و گفت كسرى سه مرتبه به من امر كرد تو را بكشم و من هر دفعه عذرى آوردم تو بيك نامه ميخواهى مرا بكشى فرهان از تخت پائين آمد و سلطنت را ببرادر داد شهريران كسى بقيصر روم فرستاد و گفت خواهم با تو سخنى گويم كه حشمت و سعه مملكت تو در آنست لكن بايد بطور مشافهه باشد وقتى را تعيين نما كه من و تو آنجا حاضر شويم و با هر يك پنجاه نفر مرد باشد چون قيصر روم اين را شنيد جايى را معين نمود و خيمه زدند و با هم نشستند شهريران گفت دشمن تو كه مملكت را ويران نمود من و برادرم بوديم كسرى حالا بر ما حسد برده و امر بكشتن ما نموده اكنون ما دو برادر با هم معاهده نموده‌ايم و كمر اطاعت تو را بسته‌ايم بما قشون بده تا با او جنگ كنيم و همه مملكت او را در تصرّف تو درآوريم قيصر لشگر بسيار در اختيار آنان گذارد شهريران و فرحان با قشون وارد كسرى شدند بهر شهرى ميرسيدند ميكندند و ميسوزانيدند تا كار بر كسرى سخت گرديد بناحيه‌اى فرار نمود و مملكت فارس بر قيصر روم مسخّر گرديد و روز حديبيه بود كه اين خبر برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيد مسلمانان شاد گرديدند و مشركين غمگين شدند .
لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ
تمام امور بدست قدرت ازلى حق تعالى انجام خواهد گرفت آنچه پيش افتد و آنچه عقب واقع گردد همه بامر تكوينى او واقع گرديده ازل و ابد نسبت بعلم حضورى او يكسان است و مؤمنين هنگامى كه خبر فتح روميان به آنان رسيد شاد و خرّم گرديدند زيرا كه قبلا خبر از قضاء الهى نداشتند
بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
عزت و ذلّت و غلبه و خذلان و فتح و مظفريّت و آنچه بر هر كس واقع گردد بخواست و اراده ازلى از روى حكمت و نظام آفرينش محقّق گرديده و كسى در عالم مظفّر و كامياب نميگردد مگر كسى را كه حكم و امر الهى و مشيّت ازلى به يارى وى تعلّق گرفته و او بر