بيهوده نيافريده و بىفائده اينان را براى پيدايش و بقاء نوع بشر مسخّر ننموده بلكه غايت و فائده بزرگى هم در اصل وجود آنها و هم در مدّت بقاى آنها در نظر است ، و شايد مقصود از
( فِي أَنْفُسِهِمْ )
چنين باشد كه چرا اينان در نفس خود فرو نميروند و آثار خلقت الهى را در خود نمىبينند تا اينكه خود را بشناسند و از خود شناسى چنانچه در آن حديث معروف فرموده
( من عرف نفسه فقد عرف ربّه )
خدا را بشناسند آرى خود شناسى كليد خدا شناسى است انسان جامع تمام مراتب موجودات است پيشواى
عارفين فرموده دائك فيك و ما تشعر * و دوائك فيك و ما تبصر
أ تزعم انّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الاكبر
فانت الكتاب المبين الّذى * با حرفه يظهر المضمر
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ
چون بسيارى مردم چنينند كه فقط عوارض مثل الوان و اشكال دنيوى را مينگرند و تمام همّشان مصروف امور طبيعى و پيروى شهوات بهيميّه و حظوظات سبعيّه گرديده و ادراكات عقلانى خود را مصروف امور مادّى دنيوى نمودهاند اين است كه از حقيقت دور افتاده و بمبدء و مربّى وجود خود چون منزّه و مبرّا از جسم و جسمانيات است كافر گرديدهاند مسلّم و معلوم است چشمى كه هميشه در تاريكى امور مادّى باز گرديده هرگز قدرت ندارد به طرف نور و روشنايى باز نمايد بلكه بمجرّد مختصرى از اشعّه نور كور خواهد گرديد عالم دنيا و عالم طبيعت عالم تاريكى و ظلمت است و عالم آخرت كه بازگشت بسوى مبدء است عالم نور حقيقى و محل تجلّى نور صمدانى است و هر چشمى تاب ديدن آن را ندارد اينست كه در سوره بنى اسرائيل آيه 74 فرموده
( وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا )
و كسى كه هيچ آشنايى با چنين نورى ندارد چنين كسى البته بلقاء پروردگار خود كافر خواهد بود
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
همزه
( أَ وَ لَمْ )
همزه استفهام است و اينجا براى انكار و توبيخ آوردهاند ذات