هر چيزى غالب است و در آنجايى كه مصلحت اقتضاء نموده رءوف و مهربان بر مخلوقاتش خواهد بود
وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
( وعد ) مصدر است و آيه بالا ( و يومئذ ) را مؤكّد ميگرداند كه وعده خدا حق است و هر كس را كه خواست و مشيّت الهى به يارى او تعلّق گرفته مظفّر و منصور خواهد گرديد و خداوند خلف وعده نخواهد نمود و مؤمنين را بمظفّريت روميها خوشحال ميگرداند .
يكى از وعدههاى خداى تعالى همان غالب شدن روم بود بر فارس پس از مغلوب شدن آنها لكن آيه مطلق است و شايد اشاره بعموم وعدههاى الهى دارد از آن نعمتهاى بهشتى و رحمت و مغفرت خود كه بمؤمنين وعده داده ، و نيز آن وعيد و تهديدات و عذابهاى كذايى كه براى كفّار و منكرين مهيّا گردانيده كه تماما حق و محقّق خواهد بود و خلاف پذير نخواهد گرديد
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
آيه در مقام نكوهش و مذمّت كفّار برآمده كه اينان چشم باطن ندارند و در باطن و حقيقت دنيا نفوذ نميكنند تا اينكه در ظاهر دنيا كه رقيقه باطن است و آخرت كه جوهر و ما حصل دنيا است و مثل روغن در شير در اين عالم دنيا پنهان است بنگرند بلكه اينان فقط جمود به ظاهر دنيا كه قشر آخرت است نموده و همت بر تعمير آن گماريدهاند اين است كه از طريق حق و حقيقت باز ماندهاند و از آخرت غافل گرديدهاند
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
( أَ وَ لَمْ )
همزه استفهام انكارى را براى تقرير مىآورند ، چرا اين كفار كه منكر معادند رجوع بنفس خود نميكنند و در خود فرو نميروند و خلقت عجيب آسمانها و كرات و اوضاع آسمانى و اين دستگاه مجلّل جهانى از زمين و كوهها و اقيانوسها و آنچه بين آسمانها و زمين است نمينگرند تا اينكه بدانند كه مبدء حكيم اينها را