روشن باشد براى جماعتى كه تعقّل ميكنند ( 35 )
و برادر آنها شعيب را بسوى اهل مدين فرستاديم شعيب گفت اى جماعت من ، خدا را عبادت نمائيد و بروز قيامت اميدوار باشيد و از جمله فساد كنندگان در زمين نباشيد ( 36 )
پس از آنكه آن جماعت شعيب را تكذيب نمودند آنان را زلزله گرفت و داخل صبح گرديدند در حالى كه آنها به زانو درآمدگان بودند ( 37 )
اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ياد كن قوم عاد و ثمود را كه حقيقة از خانههاى آنها هلاكت آنها براى شما روشن شده و شيطان اعمال بد آنان را در نظرشان آراسته گردانيده و آنها را از راه ( حق ) باز داشته در حالى كه آنها بينا ( يعنى صاحب عقل و دانش بودند ) ( 38 )
و ياد كن قارون و فرعون و هامان را كه حقيقة براى آنها موسى ( ع ) با معجزههاى بسيار آمد و آنان در زمين سركشى نمودند ( در صورتى كه ) سبقت گيرندگان بر حكم الهى نبودند ( 39 )
پس تمام ( كفّار و سركشان را ) بسبب نافرمانيشان به عذاب خود گرفتيم بعضى از آنها را ببارش سنگ ريزه عذاب نموديم و بعضى از آنان كسانى بودند كه بصيحه آسمانى و فرياد هولناك ( هلاك گردانيديم ) و بعضى را به زمين فرو برديم و بعضى را ( برود نيل ) غرق گردانيديم و چنين نبود كه خدا به آنها ظلم كرده باشد بلكه آنان خودشان بنفس خود ستم نمودند ( 40 )
توضيح آيات
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ
مقصود از رسولان ملائكه است كه براى دو مطلب نزد ابراهيم ( ع ) آمدند يكى او را مژده دهند به اينكه زن تو ساره كه عقيم و پير و نازا است باسحاق حامله ميگردد در آيه 26 همين سوره فرموده
« وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ »
اسحق پسر خود حضرت ابراهيم عليه السلام و يعقوب ( ع ) نبيره او بود مطلب دوم بحضرتش خبر دهند كه ما مأمور گرديدهايم اهل اين قريه كه ( سدوم ) ناميده شده آنان را هلاك گردانيم زيرا كه اينان هم تكذيب لوط عليه السلام را نمودهاند و هم مرتكب عمل قبيح و فحشاء و منكر گرديدهاند