مىباشد و فتح در لغت بمعنى باز كردن بستگى است و بمعنى عرفى گشايش و ظفر يافتن است
مِنْ رَحْمَةٍ
عموم دارد و شامل تمام نعمتهاى الهى از صحت و علم و حكمت و هدايت و غير آن ميگردد زيرا كه تمام فيوضاتى كه به انسان ميرسد ترشّحى است از درياى بيكران رحمت رحمانى و فيض سبحانى و كسى كه مورد رحمت الهى واقع گرديد احدى از مخلوقات قادر بر حبس و منع او نخواهد بود ( هو القابض و الباسط ) قبض و بسط بدست او است .
وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ
و در مقابل آن آنچه را كه از فيض رحمت نگاه دارد كسى قدرت بر اعطاء و ارسال آن ندارد ، اشاره به اينكه تمام نعمتها از حيات و صحت و عقل و علم و كمال تماما آنچه بآدمى رسد و از آن تمتّع برد از خوان احسان او سر زده احدى از ممكنات نه قدرت بر عطاء و بخشش دارد و نه بر منع آن هر گاه اراده الهى تعلّق بر اعطاء گرفته باشد .
و بعض مفسرين گشايش رحمت را كه از ( من رحمة ) استفاده مىشود اختصاص داده بارسال انبياء و گفته مقصود از ( رحمة ) در اينجا ارسال انبياء است كه ارسال آنها رحمت است قوله تعالى در باره پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
( وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ )
و امساك آن در زمان فترت بحكمت است كسى قدرت بر ارسال آن ندارد .
( پايان ) اگر چه واضح و معلوم است كه مصداق كامل رحمة ارسال انبياء و انزال كتب الهى است لكن چون از
( مِنْ رَحْمَةٍ )
عموم استفاده مىشود تخصيص دادن بوجود انبياء بىمحل خواهد بود بلكه اگر به نظر حقيقت بنگرى خواهى ديد كه تمام عوالم ممكنات از عالم مجرّدات گرفته تا عالم خاك و مواد با مراتب و در جايى كه بين آنها است ( يجمعها حقيقة واحدة الهية ) يعنى فيض وجود و رحمت رحمانى او همه را گرفته و همه مشمول فيض منبسط او و تحت اقتدار و قيوميت ازلى او نشو و ارتقاء مينمايند و همه موجودات رو به او دارند و از خوان نعمت او روزى و بقاء ميطلبند .