و نظير
( جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ )
است يعنى وقتى حق آمد باطل زائل و فانى گردد و ديگر ابقاء و ابداء و اعادهاى براى آن نخواهد بود زيرا كه در مقابل حق باطل هيچ است نه وجود دارد نه بقاء نه ابداء تواند و نه اعاده .
سخنان مفسرين در توجيه آيه
1 - باطل ابليس است نه چيزى تواند خلق كند و نه عود دهد . ( قتاده ) 2 - باطل در دنيا چيزى براى اهلش ابداء و ظاهر نمينمايد و در آخرت نيز عود نميدهد . ( حسن ) 3 - جايز است كه ماء را استفهاميّه در موضع نصب بگيريم بنا بر اينكه مفعول به ( يبدئ و يعيد ) باشد يعنى باطل چه چيز تواند بود كه ابداء و ايجاد نمايد و چه چيز تواند عود دهد يعنى نه قدرت بر ايجاد دارد و نه بر اعاده ( زجاج ) و بروايت ابن مسعود رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داخل مكّه گرديد و در آنجا سيصد و شصت بت در اطراف كعبه نصب شده بود و حضرت با آن چوبى كه در دست داشت به آنان طعنه ميزد و ميفرمود
( جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً )
( جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ )
. ( مجمع البيان )
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ
جواب ( لو ) محذوف است و جمله بعد بيان او است ، خطاب برسولش نموده كه اى محمّد اگر تو ببينى كافرين را چون موقع مرگشان يا وقت ظهور قيامت رسد كه چگونه از شدّت هول و اضطراب بفزع و اضطراب ميافتند و براى آنان هيچ فرار و محل مفقود شدنى و گريختن نخواهد بود
وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
و ببينى كه چگونه از روى زمين به زير زمينشان كه قبر است ميكشند يا از موقف قيامت بجهنّمشان كشند .
و بروايت ابن عباس شأن نزول آيه راجع به جماعت خسف بيداء است كه هشتاد هزار كس از سفيانى از شام به قصد خراب كردن كعبه حركت كنند وقتى ببيابان مكّه رسند همه آنان به زمين فرو خواهند رفت و مقصود از مكان نزديك چنين است كه آنان