از عذاب برهند و اين آرزو از آنان دور است ( پايان ) آرى دنيا دار استكمال و عملست و آخرت جاى پاداش و نتيجه گرفتن خواهد بود وقتى حيات دنيوى انسان بپايان رسد آنچه در او از استعداد كمال مخفى بوده بانتها رسيده و آنچه در او بالقوّه موجود بوده بفعليت ميرسد و ديگر محل استعداد كمالى در او باقى نمانده كه بشود تدارك ما فات بنمايد اين است كه فرموده ( انّى لهم التناوش ) تناوش بمعنى تناول و انتفاع است وقتى كفّار عذاب را معاينه مينمايند آرزو خواهند نمود كه به دنيا برگردند و ايمان آورند و عمل نيكو نمايند لكن متأسفانه آنان از محل استكمال دور گرديده و دستشان كوتاهست و ديگر برنخواهند گرديد تا آنكه از حيات دنيا انتفاع ببرند .
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
( وَ قَدْ كَفَرُوا )
جمله حاليه است يعنى چگونه كفار پس از مرگ توانند ايمان آرند و حال آنكه تا در دنيا بودند و استعداد كمال در آنان باقى بود به قرآن و به محمد ( ص ) كافر گرديدند و سخنان ناروايى دور از حقيقت بر او ميافكندند مثل اينكه گاهى ساحرش گفتند و گاهى مجنون و گاهى كاذبش ناميدند و سخنان ناروايى كه نسبت بحضرتش ميدادند رجم بغيب و دور از حقيقت بود .
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ
( يعنى بامثالهم )
سخنان مفسرين در توجيه آيه
1 - مرگ بين آنها و بين آرزوهاى آنها جدايى انداخت همانطورى كه امثال آنها مردند و بآرزو نرسيدند . ( ابى مسلم ) 2 - آرزوى آنها توبه و ايمان يا برگشتن به دنيا بوده كه ممنوع از آن گرديدند .
3 - آرزوى آنان نعمتهاى بهشتى بوده كه به آن نرسيدند . ( جبايى ) 4 - بقول ديگر كفّار باز داشته شدند از آنچه آرزو داشتند و خداوند آنها را بنفاد و فساد ملحق گردانيد پس آنان چيزى درك نميكنند مگر آنكه از آن الم مىبينند چنانچه اشباه و امثال اينها از كافرين از امتهاى گذشته چنين بودند كه