آيا امانتى بزرگتر و شريفتر از آن روح ملكوتى انسانى كه از عالم امر پروردگار كه در باره آن بعد از خلقت بدن عنصرى فرمود
( وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي )
عظيمتر و شريفتر تصوّر دارد كه انسان ظالم نادان قدر او را نشناخته و آن را پرورش نداده و آن را اسير سر پنجه قواى نفسانى قرار داده در صورتى كه اين فضيلت را كه از روح خودم نفخه به انسان دميدم در باره خلقت هيچ موجودى از موجودات نفرموده و براى همان روح ملكوتى آدم بود كه تمام ملائكه مأمور گرديدند بآدم سجده كنند و كسى كه اين امانت الهى را درست نگاهدارى كرده و آن را قوى و نيرومند گردانيده و در روز موعود به صاحبش برگردانيده چنين كسى حقّ امانت را ادا نموده .
اين جان عاريت كه بحافظ سپرده دوست * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم
نخواستم آيه را اين طور تفسير كنم چنانچه گفته شد از متشابهات قرآن بشمار ميرود و علم واقعى آن نزد خدا است لكن مىشود آيه را به اين معنى تطبيق نمود .
اللَّه عالم بحقايق كلامه