بفيوضات غير متناهى سرمدى .
3 -
( وَ نَذِيراً )
اى نبىّ گرامى از خصوصيّات تو چنين است كه در عين حالى كه مؤمنين و نيكوكاران را مژده ميدهى بفيوضات غير متناهى ايزدى آنها را ميترسانى و تهديد مىنمايى به عذاب و سخط الهى تا آنكه هميشه بين خوف و رجاء باشند نه بعبادت خود مغرور گردند و نه از رحمت حقّ تعالى مأيوس شوند 4 - تو مطابق فرمان الهى آن طورى كه مأمور گرديدهاى بدون رأى انديشى و دلخواهى خود و بدون كم و زياد مردم را بسوى خداى تعالى ميخوانى و راه هدايت و وصول بقرب احدى و فائز گرديدن بفيوضات غير متناهى را به آنان ميآموزى .
5 -
( وَ سِراجاً مُنِيراً )
حضرت را متّصف گردانيده بچراغ روشن اشاره به اينكه همين طورى كه در شب تاريك كه ظلمت روى زمين را پوشانيده بچراغ روشن تاريكى بر طرف ميگردد . در اين زمان تاريك كه ظلمت كفر و شرك اهل عالم را فرا گرفته تو چراغ روشنى ميباشى كه بنور وجود تو ظلمت كفر و جهل و خود خواهى و خود پسندى بكلّى مرتفع گرديده .
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيراً
پس از آنكه ذات احديّت رسول گرامى خود را بفضائل و مناقب چندى بمؤمنين معرفى مينمايد بحضرتش دستور ميدهد كه مؤمنين را مژده بده و آنان را دل خوش دار كه از طرف پروردگارتان براى شما فضيلت بزرگ آماده شده .
معلوم است آن فضل و شرافتى را كه خداى تعالى بزرگ بشمار آورده بالاتر از آن خواهد بود كه ذهن كوچك بشر بتواند آن را محدود بحدّى بنمايد از نعمتهاى جسمانى دنيوى بلكه نعمتهاى اخروى جسمانى مثل بهشت عنبر سرشت و حور و غلمان بلكه شايد اشاره به همان تفضّلاتى است كه در باره آن فرموده ( نه گوشى شنيده و نه چشمى ديده و نه بخاطر احدى خطور نموده .
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ
پس از آن حضرتش را امر ميفرمايد كه مطيع مردمان كافر و منافق مشو با اينكه