حق تعالى ميدانست كه حضرتش هرگز مطيع كفّار و منافقين نخواهد شد ، شايد امر ( لا تطع ) براى رفع طمع كفّار و منافقين صادر شده زيرا چنانچه آيات بسيار ارائه ميدهد دشمنان اسلام در صدد بودند كه بانواع و اقسام حيلهگرى حضرت را از امر تبليغ باز دارند وقتى آيات منزل را بشنوند ديگر ميدانستند كه چون او مأمور به تبليغ و شكستن بتها است قطع طمع نمايند و دست از دسيسهكارى بردارند .
وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
باز امر فرموده كه كفّار و منافقين را بخودشان واگذار و از انتقام كشيدن از آنها و ايذاء آنان دست بردار و اتكاء و اعتماد تو بر خدا باشد كه او كافى است براى اينكه آنان را بمجازات اعمالشان برساند .
شايد آيه اشاره به اين باشد كه پس از اينكه تو كمال جديّت و كوشش خود را در هدايت گرديدن آنها نمودى و بر آنها گران آمد كه دست از دين و رويّه خود بردارند و از هدايت يافتن آنها مأيوس گرديدى ديگر دست از آنها بردار و ديگر با آنها جهاد مكن و آنها را بر كفرشان مؤاخذه مكن و اعتماد و توكّل بر خدا كن كه اگر مشيّت الهى مقتضى گردد آنان را هدايت خواهد نمود .
از ابن عباس روايت شده كه اين آيه به آيه جهاد نسخ گرديده .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا
آيه خطاب بمؤمنين نموده و راجع به ازدواج آنان با زنهاى مؤمنات احكامى مقرّر فرموده كه از جمله آنها چنين است كه هر گاه زن مؤمنهاى را عقد كرديد و پيش از آنكه با آن تماس بگيريد يعنى جماع واقع گردد او را طلاق داده و رها نموديد در اين مورد چند حكم را بايستى مراعات نمائيد :
1 - براى چنين زنى عدّهاى نيست يعنى اگر بخواهد پس از طلاق فورا شوهر كند از طرف شرع مطهّر مانعى ندارد .
2 - براى همين ازدواجى كه شده و لو اينكه شوهر تماس با زن نگرفته بايد از