خدا ميترسيدند نه از خلق چون بحقيقت ايمانشان ميدانستند كه تمام امور بدست قدرت او انجام ميگيرد .
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
و خدا براى نگاهدارى حساب اعمال خلائق و جزاء دادن به آنها كافى است .
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ
پس از ازدواج رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با زينب منافقين كه پى بهانه ميگشتند كه حضرتش را تنقيد نمايند و پسر خوانده را بجاى اولاد صلبى به حساب ميآوردند جنجال راه انداختند كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم زن پسر خود را گرفته اين بود كه آيه بالا بر ردّ آنان فرود آمد كه محمّد ( ص ) پدر احدى از مردان امّت نخواهد بود و بقيد ( رجالكم ) مقيّد ميگرداند پدر نبودن را بامّت .
و آيه دلالت ندارد كه پدر احدى از مردها نيست زيرا كه طاهر و قاسم و ابراهيم از پسرهاى او بودند كه پيش از وفات پيمبر اكرم ( ص ) از دنيا رفتند ، و نيز منافات ندارد كه حسن و حسين عليهما السلام پسران حضرتش بشمار آيند چنانچه احاديث شاهد بر آنست كه پيمبر اكرم ( ص ) آنها را پسران خود ميدانست .
وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
قرّاء ( خاتم ) را دو طور قرائت نمودهاند بعضى بفتح تا و معنى آيه چنين مىشود كه بوجود ( محمّد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) نبوّت و رسالت مهر خورده و دفتر رسالت بوجودش پيچيده شده و خاتمه پيدا نموده ، و بعضى خاتم را بكسر تاء خواندهاند يعنى محمّد بن عبد اللَّه ( ص ) آخرين پيمبران خواهد بود كه پس از او تا قيامت پيمبر و رسولى نخواهد آمد زيرا كه خداوند داناى اسرار است و ميداند دين اسلام بطورى كامل است كه ديگر اقتضاء ندارد دين كاملترى بيايد و آن را نسخ گرداند .