آزاد كرده شوم برادرش عبد اللَّه نيز به اين وصلت راضى نبود اين بود كه اين آيه فرود آمد و خلاصه معنى آيه چنين مىشود نيست براى مرد مؤمن و زن مؤمنه كه در مقابل حكم خدا و رسولش بر خلاف آن اظهار رأى نمايند .
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
( من موصوله ) عموم دارد اشاره به اينكه هر كس كه از امر خدا و رسولش در آنچه به آن حكم كنند سر پيچى كند و اطاعت ننمايد و بميل خود عمل كند چنين كسى از طريق هدايت منحرف گرديده و در چاه خودسرى فرو خواهد رفت .
پس از نزول آيه زينب راضى شد و گفت ( رضيت يا رسول اللَّه ) رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم زينب را با زيد عقد بست .
وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ
بعضى از سنّيها در تفسير آيه چنين گفتهاند رسول خدا زيد را بسيار دوست ميداشت هر وقت دير نزد حضرتش مىآمد بسراغ او ميرفت روزى آمدن او دير شد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به منزل او رفت ديد زينب در وسط حجره نشسته چون وى بسيار وجيهه و زيبا بود چون چشمش به او افتاد گفت
( سبحان اللَّه خالق النور تبارك اللَّه احسن الخالقين )
وقتى زيد آمد زينب واقعه را به او گفت زيد گفت شايد تو در قلب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم افتادهاى ميخواهى طلاقت بدهم تا پيغمبر ( ص ) تو را بگيرد ، زينب جواب داد ميترسم طلاقم بدهى و پيغمبر ( ص ) مرا نگيرد ، پس زيد آمد نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و گفت ميخواهم زينب را طلاق دهم حضرت بوى فرمود زنت را نگاهدار .
لكن اين طور تفسير از چند جهت منافى با مقام نبى خاتم ( ص ) است : يكى عصمت كه ما جماعت اماميّه در باره انبياء قائل ميباشيم مخصوصا پيغمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه مقام خاتميّت آن بزرگوار شاهد بر افضليّت او است و عاشق شدن بزن غير مناسبتى با مقام عصمت نخواهد داشت .
ديگر بدلالت نص صريح كه در سوره نور آيه 27 فرموده
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا )
كه نهى فرموده از دخول در خانه