خداى تعالى بر خلاف عقيده عرب زينب را براى محمّد ( ص ) كه زن پسر خوانده او بود تزويج نمود كه اين عادت شوم از ميان عربها برداشته شود
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
آيه اشاره به اين دارد كه خداى تعالى خودش زينب را برسولش تزويج نمود زيرا كه امر خدا و اراده او در زمين واقع است .
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ
چون در نظر مردم چنين كارى كه شخص زن پسر خوانده خود را بگيرد جائز نبود خداوند براى رفع تهمت كه چرا رسول چنين كارى نمود گويا در آيه تذكّر ميدهد كه چون نبىّ اكرم آنچه كند بامر خدا است و اطاعت امر حق تعالى براى او فرض و واجب است و حرج و گناهى براى او نيست و لو آنكه در نظر مردم گناه باشد چنانچه روش و سنّت انبياء پيش همچنين بوده كه مطيع امر حق تعالى بودند
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
و حكم خدا و امر او آن چيزى است كه در قضاء سابق و لوح محفوظ اندازه گيرى شده و واقع گرديده .
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ
( الّذين ) محلا مجرور است بنا بر اينكه صفت ( الّذين خلوا ) در آيه بالا باشد يا مبتدا و مرفوع المحل است يعنى پيمبران گذشته كسانى بودند كه در آنچه در امر رسالت مأمور بودند پيغام خدا را بمردم ميرسانيدند و چنين بودند كه فقط از خدا ميترسيدند و از احدى غير از خدا نميترسيدند .
آرى خوف و خشيت از خدا مخصوص كسانى است كه عارف به او باشند قوله تعالى
( إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ )
كسى كه عظمت و جلال و كبريايى حق تعالى در قلبش نفوذ نموده خوف و ترس او به قدر معرفت وى است ( و آن را خشيت نامند نه خوف اصطلاحى كه موجب فرار مىشود ) و انبياء چون معرفتشان بمقام احديّت از تمام مردم زيادتر بود اينست كه از تمام خلق بيشتر از خدا ترسان بودند و فقط از