تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
باشيد و تدبير و انديشه‌اى در كار خود بكنيد كه سر انجام كار شما را بد مىبينم آنان از اين خبر بسيار پريشان شدند و كسى را نزد يهوديان فرستادند كه ما تا كى اينجا بنشينيم اگر براى جنگ آمده‌ايم بايد شروع نمود يهوديان گفتند فردا روز شنبه است و ما روز شنبه هيچ كار نميكنيم و ديگر تا از شما وثيقه نگيريم مشغول جنگ نميشويم مصلحت چنين است كه از مردان خود چند نفر پيش ما فرستيد تا آنان نزد ما وثيقه باشند و ايمن باشيم از اينكه شما فرار كنيد و ما را در دست محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بگذاريد قريش و غطفان گفتند نعيم راست گفته جواب دادند ما بر شما اعتماد نداريم آنان گفتند ما نيز با شما دست يكى نداريم آن وقت خلاف و نزاع بين آنها افتاد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روز دوشنبه و سه شنبه در مسجد براى فتح دعاء نمود روز چهار شنبه بين نماز ظهر و عصر اثر فتح ظاهر گرديد و حق تعالى باد سردى و سختى بر آنها فرستاد بطورى كه خيمه‌هاى آنها را ميدريد و طنابها را ميگسيخت و ديگهاى آنان را ميافكند و خاك و خاشاك در چشمهاى آنان مىانداخت و آتشهاى آنان را خاموش گردانيد و همه اسبها رم كردند مفسرين گويند اين باد صبا بود كه بر قوم عاد وزيد و آنان را هلاك نمود و چون اين حادثه را ديدند بسيار ترس در دل آنها پديد گرديد و فرشتگان در دل آنان ترس انداختند و چنان ترس آنها را گرفت كه بزرگ هر قومى بقوم خود ميگفت مرا نگاه داريد و طلحة ابن خويلد اسدى گفت محمد ( ص ) با شما سحر كرده راه نجات طلبيد و بگريزيد ابو سفيان گفت اى جماعت قريش ما در اينجا به قصد توطن نيامده‌ايم اسبان و چهارپايان ما سقط شدند و بنو قريظه و بنو نظيره وعده‌اى كه بما داده بودند خلاف كردند پس برخواست و از شدت ترس بر شترى كه سوار شده بود عقال بپاى آن بسته بود هر قدر او را ميزد نميرفت نگاه كرد ديد پاى آن بسته است خلاصه ترس در دل قشون افتاد و همه فرار نمودند و پراكنده شدند و رفتند .
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
اشاره به اينكه در اينجا مؤمنين در مورد آزمايش واقع گرديدند و چنان ترس و رعبى عارض آنان گرديد كه بشدت بدن آنها بلرزه افتاد لكن مؤمنين استقامت نمودند