در دنيا .
با اينكه وظيفه بنده بندگى است و نيز توفيق عبادت هم از نعمتهاى الهى است و بنده هر عمل نيكى بكند و لو بسيار باشد شكر يكى از نعمتهاى بيكران الهى را ننموده و استحقاق عوض ندارد لكن خداى منّان از روى شفقت و عظمت و بزرگوارى خود گويا از نعمتهاى خود غمض عين نموده براى عمل بنده كه وظيفه او بوده چنين اجر و پاداشى براى اعمال نيك او مخفى گردانيده كه چشم او را روشن ميگرداند و چنين نعمتى را پاداش عمل عبد بشمار ميآورد كه بوى تذكّر دهد كه من بر تو در اين نعمتها منّتى نميگذارم اين پاداش اعمال خود تو است .
در حديث قدسى است كه قال اللَّه تعالى ( براى بندگان صالح خود چيزى آماده نمودهام كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بخاطر احدى خطور نموده ) .
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ
بهمزه استفهامى كه در مقام انكار آرند چنين تذكّر ميدهد كه آيا مىشود آدم مؤمن با آدم فاسق مساوى باشد هرگز چنين نخواهد بود .
شايد مقصود از فاسق كافر باشد كه مقابل با ايمان انداخته و شايد معنى اعمّ مراد باشد كه شامل آدم گنهكار نيز بشود و بنا بر معنى دوّم مقصود از مؤمن ، مؤمن صالح با تقوى است و فاسق مؤمنى است كه از هيچ گناهى باك نداشته باشد . و آيه بعد كه فرموده
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلًا بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
تأييد مينمايد معنى دوّم را كه مقصود از مؤمن ، مؤمن صالح با تقوى است كه محل نزول و جايگاه او بهشت هاى پر نعمت است كه بپاداش اعمال نيك او بوى عطاء ميگردد . لكن آيه بعد كه فرموده
وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها
تأييد مينمايد همان معنى اوّل را كه در اينجا مقصود از فسق كفر است زيرا كه در آخر آيه ميفرمايد
وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ