تبليغ پيمبران كه مردم را بارشاد عقلشان متذكّر ميگردانيدند بمعاد ميدانستند و بغفلت آن را فراموش مينمودند .
إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
چون لازمه ايمان و تذكّر آيات الهى خضوع و خشوع و اظهار ذلّت است و منتهاى اظهار آن اين است كه بنده ضعيف در پيشگاه ربّ جليل به خاك افتد و پيشانى كه اشرف اعضاء بدن بشمار ميرود بر پستترين اشياء كه خاك باشد بگذارد اين است كه به ( انّما ) كه براى حصر مىآورند علامت ايمان را منحصر گردانيده به سجده و تسبيح و حمد پروردگار .
و از آيه ميتوان استفاده نمود كه سجده وقتى از علامت ايمان حقيقى محسوب ميگردد كه با تذكّر بآيات تكوينى و تدوينى توأم باشد وقتى انسان آن آيات بزرگ خلقت و اين دستگاه مجلّل جهانى و آيات بزرگ معجزهنماى قرآنى را نگريست آن وقت بزرگى و عظمت الهى به روى غالب ميگردد و كوچكى و بى مقدارى خود را در نظر ميگيرد و سر بندگى و اطاعت در پيشگاه كبريايى فرود ميآورد .
ظاهرا اجماعى است كه هر كس اين آيه را بخواند يا بشنود سجده به روى واجب ميگردد و اين سجده را سجده تلاوت و تذكّر ناميدهاند يعنى آنچه را كه از نعمتهاى حقّ تعالى و از نشانههاى قدرت او غافل گرديده متذكّر گردد و آنچه را كه از وى فوت گرديده جبران نمايد .
و همچنين درسه موضع ديگر از قرآن كه در خواندن و شنيدن آنها سجده واجب ميگردد : يكى در ( حم سجده ) آيه
( لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ )
و آخر سوره ( اقرء ) و آخر سوره ( و النّجم ) و اين سورهها را عزائم اربع خواندهاند .
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً
و ديگر از صفات مؤمنين كه در اين آيه تذكّر ميدهد اين است كه اينان از