( قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ )
در جلد ششم اين تفسير راجع به اين آيات و رفع استبعاد آنان تا اندازهاى بحث نموديم رجوع به آن جا شود و حاصل آن اين است كه گفتيم انسان به مردن چيزى از او كم نمىشود بلكه فعليت و حقيقت بدنى كه در دنيا روحش به آن تعلق داشت فانى نگرديده و در عالم ديگرى كه در طول اين عالم دنيا و فوق آنست و در احاطه و سعه علم حضورى حق تعالى و لوح محفوظ بعينه موجود خواهد بود .
بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ
( بل ) اضراب است اشاره به اينكه چنين نيست كه كافرين گمان كردهاند كه انسان به مردن فانى گرديده و در هيچ عالمى وجود ندارد بلكه تعجّب آنها براى اين است كه رجوع و بازگشت بسوى پروردگار خود را انكار مينمايند .
آرى كسى كه منكر مبدء گرديد البته منكر معاد كه بازگشت بمبدء وجود است خواهد گرديد ، كافر گمان مىكند حقيقت انسانى همين جسم خاكى است وقتى ببيند جسم خاك گرديد و به آن روح ملكوتى كه بقدرت ايزدى در اين كالبد بدن پنهان گرديده تصديق ننموده چنين كسى چگونه تواند بمعاد كه بعينه رجوع بمبدء است اعتراف نمايد
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
( توفّى ) گرفتن چيزى را گويند كه بالتّمام گرفته شود و ( و كلّ ) واگذاشتن چيزى است به غير كه او انجام دهد ، در پاسخ اعجاب منكرين معاد برسول خود خطاب مينمايد كه اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به اين كافرين ملحدين بگو وقتى اجل شما ميرسد فرشته مرگ كه موظّف بر قبض و گرفتن ارواح بنى آدم مىباشد تمام جانهاى شما را خواهد گرفت و شما بسوى پروردگار خود بازگشت خواهيد نمود .
در ( مجمع البيان ) از ابن عبّاس چنين نقل مىكند كه گفته دنيا پيش روى ملك الموت مثل جامى ماند كه از او هر چه بخواهد ميگيرد ، وقتى كه اجل كسى رسيد جان وى را ميگيرد بدون آنكه براى وى مشقّت و زحمتى باشد و عظمت او بقدرى است كه بين مشرق و مغرب به قدر يك گام برداشتن او است و بعضى گفتهاند براى او اعوان