متعال برگردند بجسدهايشان براى جزاى اعمال اين است كه به نظر عرفى عود دادن روح باقى بجسد البته آسانتر به نظر ميآيد از آن وقتى كه هيچ نبوده و او را جسما و روحا از عدم بوجود آرند وانگهى چنانچه بدليل عقل و نقل ثابت شده در قيامت بدن هر كسى بمناسبت روحش و اخلاق و اوصافى كه در خود اندوخته و اعمالى كه از وى سر زده بروز و ظهور مينمايد پس بنا بر اين ما در وجه آسانتر بودن اعاده بر ابداء محتاج به اين توجيهات ركيك نميباشيم آيه را به ظاهر عرفى آن بگذاريم بهتر خواهد بود
وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
مفسرين گويند مثل الاعلى يعنى براى حق تعالى اوصاف بلندى است كه مثل او يا شبه او در مخلوقات يافت نميگردد و اوصاف عظمت او در آسمانها و زمين نمايان و قدرت او چنان است كه نه انشاء چيزى و نه اعاده آن او را عاجز نميگرداند و در افعال حكيم است كه هر چيزى را منطوى بر حكمت و استحكام و تدبير بنا نهاده و از قتاده نقل شده كه مثل اعلى قول ( لا إله الا اللَّه است ) و بعضى از حكماء اسلامى چنين گفته كه انسان كامل مثل اعلى حق تعالى است زيرا كه مظهر تام و نماينده اوصاف الهى است و با وحدت شخصيّهاى كه دارد موازى كل انواع است و جماد و نبات و حيوان تماما مشمول ويند . ( پايان ) آرى چون انسان كامل نسخه جامعه عالم جهانى است آنچه در عالم كبير منتشر و پراكنده به نظر ميآيد در نسخه جامعه انسانى بيك صورت وحدانى موجود است پس به اين لحاظ جاى دارد كه گفته شود انسان كامل مثل اعلاى حق است يعنى مظهر و نماينده اوصاف الهى است و نظر بجامعيت وى است كه بيك اعتبار وى را عالم صغير گويند و باعتبار ديگر او را عالم كبير نامند زيرا كه او در وسط دائره وجود ممكنات قرار گرفته و مقام وى نسبت بموجودات نسبت نقطه وسط دائره است به اطراف و تمام موجودات بدور مركز وجود او ميچرخند و هميشه مجذوب اطراف است و دو راه براى او باز است قوله تعالى
( وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ )
سوره بلد آيه 10 يعنى راه خير و شر را بوى نمانيدم راهى بسوى مرتبه اعلا و راهى بسوى عالم طبيعت و