و آفريننده و إله زمين است و او حكيم و درست كار و عالم به همه چيز ( و دانا است ) ( 85 )
و بزرگوار ( و بلند مرتبه است ) آن كسى كه براى او است پادشاهى و سلطنت آسمانها و زمين و آنچه بين آنها است و نيز نزد او است علم بوقوع قيامت و شما بازگشت بسوى او مينمائيد ( 86 )
( و معبودان مشركين كه از آنان شفاعت ميطلبيد ) آنان مالك شفاعت نيستند و مالك شفاعت نيست مگر كسى كه به حق شهادت داده باشد در حالى كه بشهادت خود عالم باشند ( يعنى از روى علم و دانش به حق شهادت دهد ) ( 87 ) اى
محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم اگر از اين مشركين سؤال كنى كه چه كس شما را آفريده البته ميگويند خدا پس آنان چگونه از او رو گردانيده ميشوند ( 88 )
( و نزد خدا است علم و ميداند قول رسول را كه ميگفت ) اى پروردگار من محققا اينها جماعتى ميباشند كه ايمان نميآورند ( 89 )
( پس از جانب حق تعالى برسول امر ميگردد ) كه روا از آنها بگردان و از دعوت آنان اعراض نما و بگو ( بين من و شما ) از منازعه و مجادله مسالمت است و به زودى ميدانيد ( و بجزاى اعمال خود خواهيد رسيد )
توضيح آيات
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ - سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
اين آيات متفرع بر آيات بالا است كه كفار و مشركين ملائكه را دختران خدا مىناميدند و عيسويان مسيح را پسر خدا و يهوديان عزير را پسر خدا ميدانستند .
خطاب برسول اكرم نموده كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به اينها بگو اگر براى خدا اولاد بود چنانچه شما مىگوييد من اول كسى بودم كه وى را پرستش مينمودم .
اشاره به اينكه چون من راجع بمعرفت حق تعالى و صفات او داناتر از شما ميباشم بر فرض محال اگر احتمال ميدادم كه براى خدا اولادى باشد من در عبادت و پرستش او بر غير سبقت ميگرفتم .
طبرسى در توضيح آيه گفتارى از مفسرين نقل مينمايد
1 - اگر بقول و به گمان شما براى خداى رحمن اولادى بود پس من اول