ابن عباس چنين روايت مىكند كه چون پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بنصب على بن ابى طالب مأمور گرديد كه او را خليفه خود نمايد و بمردم برساند حضرتش اول اين مطلب را از صناديد قريش پنهان نمود زيرا ميدانست بزرگان قريش از اين مطلب اعراض مينمايند و از روى كبر و حسد زير اين بار نميروند و تصديق نمىنمايند و شايد آسيبى به آن حضرت برسانند تا آنكه ثانيا جبرئيل فرود آمد و گفت خدا تو را از شرّ آنها حفظ مينمايد و اين آيه
( وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ )
را آورد اين بود كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در روز غدير خم على عليه السّلام را منصوب بامامت گردانيد و ولايت و اطاعت او را بر تمام امت واجب گردانيد و بعد از نصب امامت على عليه السّلام اين آيه فرود آمد
( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى )
پايان
هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى
هذا از اسماء اشاره و شايد مقصود از مشار اليه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم باشد كه او نيز مثل پيمبران سابق براى ترسانيدن و تهديد نمودن خلق مبعوث گرديده و شايد مقصود قرآن باشد كه قرآن مثل باقى كتب آسمانى و صحف پيشينيان براى هدايت خلق فرود آمده .
و بعضى را عقيده بر اين است كه ( هذا ) اشاره به آن عذابها و بلياتى است كه بر امم سابقه فرود آمده كه براى تهديد و ترسانيدن بعديها خبر پيشينيان را بيان مينمايد .
( أَزِفَتِ الْآزِفَةُ )
قيامت نزديك گرديد مثل قوله تعالى
( اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ )
و مثل قوله تعالى
( وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ )
در موارد بسيارى از قرآن اوضاع قيامت و وقوع آن را بلفظ ماضى يا حال آورده شايد اشاره به اين باشد كه چنانچه در جاى ديگر گفته شد قيامت نسبت بوجود دنيوى ما آينده مينمايد لكن در واقع و در عالم قضاء و لوح محفوظ و در علم حضورى حق تعالى فعلا و حقيقتا موجود است و اهل بهشت در واقع و نفس الامر در همين حيات دنيوى نيز در بهشت روحانى متنعم و اهل جهنم در جهنم بعد از