نمىدانند ( 48 )
( اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ) به حكم پروردگارت ( بر اذيت آنها صبر كن ) زيرا كه تو در حفظ و حمايت مايى و تسبيح و ستايش نما پروردگار خود را هنگامى كه ميايستى
و پارهاى از شب تسبيح كن او را و آن هنگامى كه ستارگان پشت مىنمايند ( يعنى بروشنى صبح غائب ميگردند ( نيز او را ستايش نما ) .
* * *
توضيح آيات
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
خداوند در اين آيه برسول خود امر مىكند كه كفار را متذكر گردان و بوظيفه خود عمل نما تو بانعام و كراماتى كه پروردگار تو به تو عنايت نموده نه كاهنى و نه مجنون و نه شاعر .
كاهن كسى را گويند كه بتوسط جن و شياطين گاهى امور غير عادى از وى ظهور و بروز مىنمايد و مدّعى علم غيب است و باطل را به نظر مردم حق جلوه ميدهد و اغلب اخبار او دروغ و كذب است و معلوم نيست كه كاهنى ادعاى پيغمبرى كرده باشد .
و آدم ديوانه كسى را گويند كه اعمال و اقوال غير مضبوط از او سر زند كه از روى رويّه و فكر نباشد .
و شعر سخنان موزونى است كه داراى قافيه و نظم باشد و جاى تعجب است كه با اينكه اين سه صفتى كه كفار نسبت به شخص اول عالم امكان مىدادند با هم متناقص است و ممكن نيست در يك نفر با هم جمع شود كهانت كه از روى رياضت و تمرين نفس است و لو آنكه عمل شيطانى است لكن باز بتوسط عقل مشوب بوهم انجام