هر چه بيند از حق تعالى و قائم به او بيند چه گمان ميكنى در باره انبياء و اوصياء كه چنان از خوديت خود چشم پوشيده و ظاهر و باطن آنها در گرفته بنور توحيد گرديده و موجودات عالم ملك و ملكوت هر يك را بنور الهى كه در قلب مباركشان طلوع نموده در جاى خود مشاهده مينمايند اينست كه تميز ميدهند بين جن و ملك و غيره چنانچه از سيد عرفاء امير المؤمنين على عليه السّلام چنين نقل ميكنند كه فرموده :
( ما رايت شيئا الا و رايت اللَّه قبله او بعده او معه )
باختلاف نسخ خلاصه شايد انبياء در رؤيت ملك چنين بودند كه گاهى از ظاهر ملك را كه به صورت انسانى نمودار گرديده ميديدند و پس از آن رجوع به باطن خود نموده و بمقام تجردش پى برده و او را ميشناختند و گاهى از اول از راه باطن و آن ارتباطى كه بعالم روحانيين و مجردات داشتند تنزلات ملك را ميدانستند و ملائكه وحى را ميشناختند و ملك را به صورت انسانى مشاهده مينمودند و صداى ملك را به گوش سر مىشنيدند و او را در بهترين صورت به چشم سر ميديدند .
قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ
ملائكه در جواب زن ابراهيم كه بسيار متوحش و متعجب بود كه چگونه من پيره زن نازا ممكن است اولاد پيدا نمايم گفتند چنين گفته پروردگار تو و او است حكيم و درست كار و بمصالح و مفاسد هر چيزى عالم و دانا خواهد بود .
شايد مقصود ملائكه اين بوده كه ما بامر پروردگار مأمور گرديدهايم كه چنين بشارتى به تو بدهيم از پيش خود نميگوئيم يا خواستند بزن ابراهيم بفهمانند كه خدا خواسته قدرت خود را بجهانيان بنماياند كه بهر چه اراده نمايد تحقق پذيرد و در مقابل قدرت ازلى او محالى تصور ندارد اين بود كه ملائكه گفتند
إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ
( انّه ) ضمير شأن است و مرجعش ربك مىباشد و ضمير ( انه ) تأكيد آن است و اشاره بحقيقت واحدة بسيطه است ( حكيم و عليم ) دو صفت از اوصاف جمال حق تعالى است اشاره به اينكه ذات حق سبحانه آنچه اراده نمايد از روى حكمت و علم بصلاح و