و چنين است ترس حضرت موسى ( ع ) از اژدها زيرا اژدها شدن عصاء كار خدايى بوده نه كار موسى ( ع )
پاسخ سؤال اول
ممكن است در حل اين اشكال گفته شود چون انبياء بشر بودند از حيث بشريتشان براى آنان حالات مختلف رخ مينوده گاهى از ظاهر پى به باطن ميبردند و گاهى از باطن به ظاهر پديدار ميگرديدند زيرا كه ظاهر و باطن آن بزرگواران در گرفته بنور توحيده گرديده .
و شايد در اينجا حكمت الهى چنين اقتضاء نموده بود كه حضرت ابراهيم اول ملك را از راه چشم ظاهر به صورت انسانى به بيند و سپس از راه باطن پى بحقيقت ملك ببرد و او را بشناسد .
عرفاء راجع بسائرين الى اللَّه و لو آنكه در مرتبه نبى و پيمبر نباشند چنين گويند ممكن است انسان پس از سعى و كوشش بسيار و مجاهده بيشمار بجايى رسد كه وحدت و صفات حق تعالى و فيض منبسط رحمانى را در كثرات موجودات مشاهده نمايد و آن را وحدت در كثرت گويند و گاهى به عكس كثرت موجودات را در وحدت بيند و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت بين آنان دائر است با اينكه ذات حق جلّ و علا منزه و مبرا از دخول در چيزى و خروج از چيزى است يعنى نه داخل در چيزى و نه خارج از چيزى است بلكه علم او محيط بر هر چيزى است و همه قائم به او ميباشند .
و غرض آنها از ( وحدت در كثرت و كثرت در وحدت ) اين خواهد بود كه قلبى كه مملو از نور توحيد گرديده و باصطلاح آنان فناء فى التوحيد پيدا نموده يك وقت اول نظر بخلق مىكند و صفات حقانى را از طريق آثار به چشم حقيقت مشاهده مينمايد و گاهى نظر خود را معطوف ميگرداند بوحدت إله عالم آن وقت خوديت و منيت خود و موجودات همه را آثار حق مىبيند و در اينحال براى چيزى وجود مستقل قائل نميگردد بلكه هر چه بيند از حق و از شئونات و افعال او بيند وقتى براى غير نبى ممكن باشد بچنين مقامى برسد كه خوديت خود را نبيند بلكه