وَ فِي مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ - فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَ قالَ ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ، فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ
اين آيه عطف به آيه بالا است پس از حكايت ابراهيم ( ع ) و عذاب قوم لوط براى زيادتى تهديد و تنبه ديگران شروع مينمايد بحكايت موسى و فرعون كه ما وقتى موسى را با آن معجزات از عصا و يد بيضاء و باقى معجزات كه آنها آيات الهى و حجتى بود ظاهر و هويدا فرعون اعراض نمود ( بركنه ) يعنى بسبب قوت خود يا بواسطه سلطنتش و پيروانش از معجزات حضرت موسى رو گردانيد و بىاعتنايى نمود زيرا كه خود را خدا ميخواند و مردم را بعبوديت خود وادار مينمود در صورتى كه بدلالت آيات شايد حقانيت دعوت موسى براى وى هويدا بود لكن حبّ رياست و بسيارى خدم و حشم وى را مغرور نموده و نميگذاشت تصديق نمايد و ايمان آرد اين بود كه نسبت ساحرى و ديوانگى به آن حضرت ميداد و براى اينكه مردم را گمراه نمايد ميگفت اين شخص يا ساحر است كه عصا را به صورت اژدها بشما نشان ميدهد يا ديوانه خواهد بود كه ميگويد خداى ناديده را بپرستيد .
وقتى فرعون ضديت و لجاجت را از حد گذرانيد و نه خودش ايمان مىآورد و نه ميگذاشت كسانش ايمان آورند و باضافه به خود حضرت موسى و مؤمنين بسيار آزار مينمود اين بود كه بعد از اتمام حجت خدا خودش و لشگريانش را به عذاب گرفت و برود نيل غرق گرديد
( وَ هُوَ مُلِيمٌ )
در حالى كه فرعون خود را ملامت مينمود چنانچه خداوند در سوره يونس آيه ( 91 ) از حال او خبر داده .
( حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ )
و جبرئيل در جواب او گفت
( آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ )
« 1 »
هامش
( 1 ) - فرعون در موقع غرق و ادراك هلاكت گفت ايمان آوردم كه نيست الهى مگر آن كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردهاند و بوى گفته شد حال كه در شرف هلاكت ميباشى و قبلا ايمان نياوردى و از فساد كنندهگان در زمين بودى ديگر ايمان تو نتيجه ندارد و تو را از غرق نجات نخواهد داد