اينكه ( جاءت ) به صيغه ماضى آورده نه استقبال اشاره به همين باشد كه مرگ محقق و ثابت است و فرارى از آن ميسّر نخواهد بود .
خوشا به حال كسانى كه در آن حال به گوش جان نداء ( ارجعى الى ربك راضية مرضية ) را « 1 » ميشوند و آنها به همان نداء غش ميكنند نه از شدت هول يا مرض آن وقت گويا به محتضر گفته مىشود اين مرگيست كه از آن فرار ميكردى امروز گرفتار گرديدى .
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ
ظاهرا مقصود نفخه دوم است زيرا چنانچه از آيات و احاديث استفاده مىشود نفخه اول آن وقتى است كه عالم دنيا خراب و منحل ميگردد كه ديگر جنبندهاى در عالم باقى نميماند و بنفخه دوم موجودات حيات تازهاى پيدا نموده و افراد بشر از قبر بميعادگاه پروردگارشان شتاب مينمايند آن وقت قيامت برپا ميگردد و ملائكه گويند اين است آن روزى كه پيمبران بمردم خبر ميدادند و آنان را تهديد مينمودند .
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ
( در اينكه مقصود از سائق و شهيد چيست بين مفسرين گفتارى است ) 1 - خداى تعالى از حال بعد از مردن خبر ميدهد كه در قيامت هر يك از مكلفين ميآيند در حالى كه با وى است ( سائقى ) از ملائكه كه وى را بسوى حساب ميكشانند و نيز ملائكهاى با وى است كه شاهد او است و بر آنچه كرده نوشته شهادت ميدهد اين است كه در آن وقت نه فرارى براى كسى ميسر است و نه تواند انكار نمايد . « مجمع البيان » 2 - ( سائق ) از ملائكه است كه او را بمحشر ميرانند ( و شهيد ) اعضاء و جوارح خود انسان است « ضحاك »
هامش
( 1 ) - در سوره الفجر آيه 28 خطاب به محتضر است كه بازگشت نما بسوى پروردگار خود در حالى كه تو از او راضى و او از تو نيز راضى است .