گوش خود را براى استماع « سخنان حق » فرا گيرد و داراى دل حاضر و گواه باشد تا آنكه كلمات حقانى را بفهمد .
توضيح آيات
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ
بيهوشى مرگ آن حالت غشوهاى است كه در حال احتضار عارض شخص محتضر ميگردد كه گويا در آن حال انسان از خود بىخود گشته و روح ميخواهد از بدن جدا گردد و انسان بيچاره در همان حالت بيهوشى در كشاكش غريبى واقع خواهد گرديد « جان گشايد سوى بالا بالها در زده تن در زمين چنگالها » و بدترين حالات انسان همان حالت نزع روح است .
چنانچه در آن حديث مشهور خداى تعالى فرموده :
« ما تردّدت فى شيئى انا فاعله كتردّدى فى قبض روح عبدى المؤمن تا آخر » « 1 »
از اينجا معلوم مىشود كه در آن حال مؤمن نيز به آن انس و تعلقى كه به بدن خود دارد نميخواهد از وى جدا گردد اين است چنانچه از تتمه حديث معلوم مىشود آن وقت آثار رحمت الهى شامل وى گشته و از پيش چشم وى پرده برداشته مىشود و آن مقاماتى كه براى وى مهيا گرديده بعينها مشاهده مينمايد و باشتياق بسوى آن عالم رو مىكند و ملك الموت بوى ببهشت و نعمتهاى آن بشارت ميدهد .
بيچاره آدم كافر و منافق و عاصى كه در آن حال عوض آنكه رحمت الهى شامل حالش گردد خود را در مورد غضب الهى ميبيند و ملائكه عذاب وى را به عذاب تهديد مينمايد .
( بالحق ) اين بيهوشى مرگ محقق الوقوع يعنى مسلم و حتمى است و شايد
هامش
( 1 ) - در هيچ عملى از اعمال ترديد پيدا ننمودم مثل وقتى كه مىخواستم روح مؤمن را قبض نمايم .