ملوّث مينمودند و نرخها گران گرديد و صبح و شام نزد رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ميآمدند و ميگفتند عربها سواره و تنها بدون اولاد و خدم و حشم نزد تو مىآمدند و ما با تمام تابعين و اهل و عيال و اثاثيه بدون آنكه با تو در مقام نزاع و جدال باشيم رسالت تو را پذيرفتيم پس بما چيزى بده كه صرف عيال و اطفال خود نمائيم اين بود كه اين آيه فرود آمد .
كه اعراب اهل باديه از بنى اسد گويند ما ايمان آوردهايم اى محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بگو شما ايمان نياوردهايد بگوئيد ما اسلام آوردهايم يعنى منقاد شدهايم و بشهادتين اقرار نمودهايم .
مقصود از اسلام در اينجا بمعنى اعم است كه همان اقرار بشهادتين باشد كه به آن حفظ مال و جان مىشود نه اسلام بمعنى اخص كه مأخوذ از سلم و تسليم و منقاد گرديدن حكم خدا و رسول باشد و اسلام بمعنى اخص ايمانى است كه در قلب جاى گزين گرديده اين است كه هر مؤمنى بمعنى اخص مسلم هست لكن هر مسلمى بمعنى اعم مؤمن نيست .
وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
اين آيه و آيه بعد اخبار از حال كسانى است كه ايمان آوردهاند لكن هنوز ايمان در قلب آنها نفوذ ننموده آنها را بعلاماتى معرفى نموده :
( اول ) علامت دخول ايمان در قلب اين است كه مؤمن مطيع امر خدا و رسول گرديده و باوامر و نواهى حق تعالى سر فرود آورده و چنين كسى كه ايمان داخل قلب وى گرديده .
لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً
اين آيه نظير آنجا است كه فرموده
( لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى )
« 1 » و اين آيات اگر چه اطلاق دارد كه خداى تعالى عمل هيچ عمل كنندهاى را خواه
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران آيه ( 193 ) ( پس اجابت و قبول كرد از آنها پروردگارشان زيرا كه ضايع نميگرداند عمل هيچ عاملى را خواهد مرد باشد يا زن يعنى هر كس به نتيجه عمل خود خواهد رسيد