اى محمد باعراب بگو ايمان نياوردهايد فقط اسلام آوردهايد زيرا كه ايمان در قلب شما نفوذ ننموده آرى ايمان كامل از عمل منفك نميگردد .
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا
( دوم ) از علائم ايمان اين است كه هيچ وقت شك و ترديد پيرامون آنها نخواهد گرديد در وصف مؤمنين فرموده :
( أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ )
و چنين ايمانى كه در قلب نفوذ نموده ايمانى است كه به حد يقين رسيده زيرا مادامى كه ايمان بحدّ ( علم اليقين ) بلكه ( عين اليقين ) نرسيده و لو آنكه شخص ابتدا بمقدسات شرع اسلام يقين داشته لكن شياطين جنى و انسى در كمين ميباشند و بناى وسوسه ميگذارند و از راههاى مخفى بهر شيوهاى هست بر وى هجوم آورده و راه شكى بسوى وى باز ميكنند .
لكن كسى كه بمجاهده با نفس و اعمال صالح راه شياطين را بست و ايمان در قلب وى نفوذ نمود و بكوشش بسيار از ( علم اليقين ) قدم بالا گذاشت و از طريق برهان بوجدان رسيد و معرفت او نسبت بمبدء و معاد ( به عين اليقين ) كه مثال ديدن است نسبت بشنيدن رسيد ديگر راه شياطين كه از طريق قوه واهمه بر انسان تسلط پيدا مينمايد و او را بوهم و خيال مياندازد تا او را اغواء بنمايد بسته ميگردد و خدعه نفس و شياطين بسيار است هر كسى را از راهى به شك مياندازد تا آنكه در ايمانش خلل پيدا شود بعضى از راه همان دلائل و براهين عقلى و نقلى كه محلّ اعتمادش بوده نقطه ضعفى در عقائدش پديد ميگرداند بايستى به خدا پناه ببريم از شر اين دو دشمن بزرگ نفس اماره و شياطين جنى و انسى .
اين است كه تمام مؤمنين در خطر عظيماند مگر مخلصين اگر چه آنها نيز چنانچه گفتهاند در خطرند پس بايستى شخص مؤمن اگرچه در يقين بمرتبه ( علم اليقين ) هم رسيده باشد هميشه مواظب و مراقب باشد و راههاى ورود شياطين را به بندد و نگذارد در ايمان وى رخنه نمايد و از شرّ شياطين به خدا پناه ببرد .