تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
پس از آنكه اين خبر به آنها رسيد عروة بن مسعود ثقفى برخواست و گفت اين مرد سخنى ميگويد كه خير شما در آن است اگر قبول نميكنيد مرا نزد محمد بفرستيد تا من با او صحبت كنم وقتى عروة نزد رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آمد آنچه با بديل گفته بود تكرار فرمود . خلاصه پس از گفتگوى بسيار عروة چون خوب اطرافيان پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را نگريست ديد آنان كمر خدمت بر ميان بسته و به روش غلامان و چاكران هر امرى كه ميفرمود بر يكديگر پيش دستى مينمودند و در مقابل او آهسته سخن ميگويند و آب وضوى او را براى تبرك از هم مىربودند چون عروة اين روش را از ياوران مشاهده نمود برگشت و بقريش گفت من سلاطين عالم مثل قيصر روم و كسرى فارس و نجاشى حبشه و مانند آنها را بسيار ديده‌ام و هيچ سلطانى را مطاع‌تر از محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نديده‌ام و كيفيت خدمت گذارى آنان را بيان نمود و گفت پادشاهى با اين عظمت طريق رشد و سعادت بشما نشان ميدهد قبول كنيد مردى از كنانه گفت بگذاريد من بروم و از كيفيت سلوك اصحابش مطلع گردم چون آن مرد نزديك رسيد رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم فرمود اين فلان كس است و از كسانى است كه بقربانى احترام مىكند لبيك گويان باستقبالش رويد و شتران هدى را همراه ببريد چون آن شخص اين حال از اصحاب رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم ديد گفت سبحان اللَّه چنين مردمانى را از خانه خدا چگونه ميتوان ممانعت نمود و برگشت و كفار قريش را ترغيب به صلح نمود آنان جليس بن علقمه را فرستادند و او رئيس احابيش بود رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چون او را ديد گفت اين از طائفه متعبدانست شتران قربانى را نزد او بريد وقتى چنين ديد گفت : ( لا حول و لا قوة الّا باللّه العلىّ العظيم ) پس از آن سهيل نزد حضرت آمد و گفت من از طرف قريش آمده‌ام كه با شما صلح كنيم و عهدنامه از شما بگيريم حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم على عليه السّلام را طلبيد و طريق نوشتن صلح نامه را به او املاء فرمود امير عليه السّلام بدستور رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم صلح نامه را ( به بسم اللَّه الرحمن الرحيم افتتاح نمود سهيل گفت ما رحمن را نميشناسيم
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 223 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )